آدم ما در ایران
درست هنگامی که بارقههای امیدی از گفتگوی میان قدرتهای غربی و ایران بر سر مسائل هستهای به وجود آمده بود، ایران آخرین دست آوردهای موشکی خود را مورد آزمایش قرار داد. چه این گفتگوها موفق باشد و چه نباشد وقت آن فرا رسیده است که واشنگتن یک دفتر دیپلماتیک در تهران باز کند.
یک مقام دولتی عالی رتبه به من میگفت که وزیر امور خارجه به دنبال این است که یک دفتر در تهران ایجاد کند و فقط برای این کار منتظر تایید رئیس جمهور است. این یک ایدهی دقیق است که دموکراتها و جمهوریخواهها باید از آن حمایت کنند.
ایران در خاورمیانه یک استثناست. در ایران برخلاف جهان عرب، مردم، دولت آمریکا را نماد آزادی و پیشرفت میدانند و سیاست ما باید بر چنین اصلی استوار باشد. این مردم هر قدر که بیشتر به آمریکا میآیند به کشور ما و ارزشهای ما علاقهمندتر میشوند و این جایگاهی است که ما باید دیپلماتهای خود را وارد کنیم. اصلی ترین وظیفهای که آنها خواهند داشت این است که سفر ایرانیان به آمریکا را تسهیل کنند.
از بحران دیپلماتها در سال 1979، آمریکا هیچ دیپلماتی به ایران نفرستاده است. و منافع آمریکا توسط سفارت سویس در تهران مدیریت میشود. اما مانند کشور دشمن دیگر مانند کوبا، آمریکا باید در شرایطی که روابط دیپلماتیک ممنوع است یک دفتر حفظ منافع در تهران داشته باشد که میتواند در سفارت سویس قرار داشته باشد اما درخواست روادید و انجام امور کنسولی را بر عهده بگیرد.
چنین دفتری نمیتواند به عنوان یک نقطه برای جاسوسی استفاده شود و این گونه هم به آن نگاه نمیشود. ولی به دیپلماتها این اجازه را میدهد که از مناسبات سیاسی داخلی ایران از طریق اخبار دست اول آشنا شوند. اکنون هیچ مقام رسمی آمریکایی وجود ندارد که از داخل ایران کوچکترین خبر در سالهای اخیر داشته باشد.
استفاده دولت بوش از دیپلماسی بسیار ضعیف بود و در عین حال، رایس به شکل متناقضی در مورد ایران و کره شمالی که بوش آنها را از اعضای محور شرارت خوانده بود، در ماههای آخر علاقهمند به برقراری ارتباط شده است. گفتگوهای اتمی با کره شمالی دست آوردهایی داشته است. یک دفتر دیپلماتیک در تهران نه تنها یک تمهید سخت افزاری ساده نیست بلکه یک گام (البته محدود) رو به جلو است.
بعد از هفت سال امتناع از ورود به مذاکرات بیقید وشرط با ایران، آمریکا هیچ چیز به دست نیاورده است. برای امن کردن عراق نتوانسته با ایران همکاری مناسبی داشته باشد و بازداشتن ایران از غنی سازی اورانیوم هم باتوجه به رزمایش اخیر در آینده نزدیک غیر ممکن به نظر میرسد.
اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، دولت بوش در نیمه دوم خود بسیار موفقتر عمل کرده است. در دور اول، شورای امنیت سازمان ملل تحریمهای کمی بر ایران تحمیل کرد و آمریکا توانست قدرتهای جهان را با خود بر سر مساله ایران هم عقیده کند. اما این قدرتها نتوانستند ایران را محدود کنند و همان طور که این هفته دیدیم نتوانستند ایران را از دست یافتن به تکنولوژی موشکهای میان برد بازدارند.
ممکن است که تهران از این حضور دیپلماتیک جلوگیری کند. در این حالت آمریکا میتواند یک پرستیژ باز بودن و سعه صدر در فضای جهانی به دست بیاورد. البته این اتفاق نخواهد افتاد چرا که ایران با دادن پیشنهاد پرواز مستقیم میان آمریکا و تهران این علاقه را نشان داده است.
موفقیت بزرگ در مورد ایران موقوف به دولتی است که که بتواند یک معادل دیپلماتیک مناسب برای مراقبت آرام بیابد و بتواند از ترکیب تشویق و تنبیه در دیپلماسی به شکل درستی استفاده کند. در حال حاضر ایده تاسیس یک دفتر دیپلماتیک در تهران یک ایده کاملا منطقی به نظر میرسد که باید بیشتر به آن توجه کرد.
یک مقام دولتی عالی رتبه به من میگفت که وزیر امور خارجه به دنبال این است که یک دفتر در تهران ایجاد کند و فقط برای این کار منتظر تایید رئیس جمهور است. این یک ایدهی دقیق است که دموکراتها و جمهوریخواهها باید از آن حمایت کنند.
ایران در خاورمیانه یک استثناست. در ایران برخلاف جهان عرب، مردم، دولت آمریکا را نماد آزادی و پیشرفت میدانند و سیاست ما باید بر چنین اصلی استوار باشد. این مردم هر قدر که بیشتر به آمریکا میآیند به کشور ما و ارزشهای ما علاقهمندتر میشوند و این جایگاهی است که ما باید دیپلماتهای خود را وارد کنیم. اصلی ترین وظیفهای که آنها خواهند داشت این است که سفر ایرانیان به آمریکا را تسهیل کنند.
از بحران دیپلماتها در سال 1979، آمریکا هیچ دیپلماتی به ایران نفرستاده است. و منافع آمریکا توسط سفارت سویس در تهران مدیریت میشود. اما مانند کشور دشمن دیگر مانند کوبا، آمریکا باید در شرایطی که روابط دیپلماتیک ممنوع است یک دفتر حفظ منافع در تهران داشته باشد که میتواند در سفارت سویس قرار داشته باشد اما درخواست روادید و انجام امور کنسولی را بر عهده بگیرد.
چنین دفتری نمیتواند به عنوان یک نقطه برای جاسوسی استفاده شود و این گونه هم به آن نگاه نمیشود. ولی به دیپلماتها این اجازه را میدهد که از مناسبات سیاسی داخلی ایران از طریق اخبار دست اول آشنا شوند. اکنون هیچ مقام رسمی آمریکایی وجود ندارد که از داخل ایران کوچکترین خبر در سالهای اخیر داشته باشد.
استفاده دولت بوش از دیپلماسی بسیار ضعیف بود و در عین حال، رایس به شکل متناقضی در مورد ایران و کره شمالی که بوش آنها را از اعضای محور شرارت خوانده بود، در ماههای آخر علاقهمند به برقراری ارتباط شده است. گفتگوهای اتمی با کره شمالی دست آوردهایی داشته است. یک دفتر دیپلماتیک در تهران نه تنها یک تمهید سخت افزاری ساده نیست بلکه یک گام (البته محدود) رو به جلو است.
بعد از هفت سال امتناع از ورود به مذاکرات بیقید وشرط با ایران، آمریکا هیچ چیز به دست نیاورده است. برای امن کردن عراق نتوانسته با ایران همکاری مناسبی داشته باشد و بازداشتن ایران از غنی سازی اورانیوم هم باتوجه به رزمایش اخیر در آینده نزدیک غیر ممکن به نظر میرسد.
اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، دولت بوش در نیمه دوم خود بسیار موفقتر عمل کرده است. در دور اول، شورای امنیت سازمان ملل تحریمهای کمی بر ایران تحمیل کرد و آمریکا توانست قدرتهای جهان را با خود بر سر مساله ایران هم عقیده کند. اما این قدرتها نتوانستند ایران را محدود کنند و همان طور که این هفته دیدیم نتوانستند ایران را از دست یافتن به تکنولوژی موشکهای میان برد بازدارند.
ممکن است که تهران از این حضور دیپلماتیک جلوگیری کند. در این حالت آمریکا میتواند یک پرستیژ باز بودن و سعه صدر در فضای جهانی به دست بیاورد. البته این اتفاق نخواهد افتاد چرا که ایران با دادن پیشنهاد پرواز مستقیم میان آمریکا و تهران این علاقه را نشان داده است.
موفقیت بزرگ در مورد ایران موقوف به دولتی است که که بتواند یک معادل دیپلماتیک مناسب برای مراقبت آرام بیابد و بتواند از ترکیب تشویق و تنبیه در دیپلماسی به شکل درستی استفاده کند. در حال حاضر ایده تاسیس یک دفتر دیپلماتیک در تهران یک ایده کاملا منطقی به نظر میرسد که باید بیشتر به آن توجه کرد.