تكاپوي برخي «كندروان خردگرا»! كه در مسايل مهمي چون «مساله هستهاي» شعارهاي عقلانيت، سنجيدگي و ... سر ميدادند، و در موضوع «غزه» خواهان «اعزام» هستند، يا بيخردي محض است و يا سياسيكاري محض!
غزه همچنان در خون است، و دلهاي مسلمانانِ بيدار و آگاه، خونين. ايران اسلامي، مهد تشيع در ماتم سلطه غده سرطاني اسرائيل بر سرنوشت و عضوي از پيكر عالم اسلام سوگوار است. آمادگي شهادتطلبانه مردم ايران در هفتههاي گذشته به انحاي گوناگون، دژخيمان اسرائيلي و امريكايي را نويد داد كه:
شيعيان زندهاند و عاشورايي! ايران شيعي براي دفاع از حريم اسلام و مسلمين «شهادت» را استقبال ميكند، و اين روزها براي دفاع از غزه در تب و تاب است. تحصنها و تجمعها، تظاهرات و فريادها، همه و همه اين پيام را به جهانيان اعلان داشت كه ايران بيدار است و زنده، و از اسرائيل و حاميان جنايتكارش بيزار و منفور.
در اين ميان چهرههاي سياسيكار فرصت را غنيمت شمرده، بر خلاف رهنمودهاي هميشگي به دولت نهم و شخص رئيسجمهور، مبني بر پرهيز از افراطيگري و شتابزدگي، به كارگيري عقلانيت و سنجيدگي، و ... به تحريك پرداختند تا تنور انتخاباتيشان را كه توسط مردم از كار افتاده، روشن كنند. چپ و راست، يا همان منحرفان و ناراستها!
اين كه بيانيه گروهك غيرقانوني مدافع اسرائيل، و طرفدار سرسخت نژادپرستي و نسلكشي در روزنامه اصلاحطلب «كارگزاران» درج شد و پولهاي بادآورده از امريكا را براي مشروعيت اسرائيل و صهيونيزم كمي تا قسمتي هزينه كرد، البته در كشور امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف، جز رسوايي بيشتر و عريان «اصلاحطبان» ثمري نداشت.
مردم ايران در سخنان مقام معظم رهبري، فرازهايي يافتند كه «معيارهاي اصلي» را مشخص كرد. از آن جمله:
غزه در آتش فتنه يهود ميسوزد، ميليونها ايراني تظاهركننده و متحصن خواهانِ اعزامِ به غزه قابل تقديرند، دولت ايران تمام توان خود را در امدادرساني به غزه به كار ميبرد، بودجه در نظر گرفتهشده براي ترويج اسرائيل و صهويونيزم در داخل ايران، در يك رقم، بيانيه و اعلان موضع ايادي داخلي امريكا را عرضه كرد، و امكان اعزام به غزه براي مردم ايران وجود ندارد، كه اين نكته در بيانات مقام معظم رهبري به «دست بسته ما» تعبير شد.
بديهي است دست ولي امر مسلمين با وجود پيروان شهادتطلب او هرگز بسته نخواهد بود، بلكه «وليفقيه همواره مبسوط اليد» است و برخلاف تئوريسازي ولايتستيزان هيچ امري «ولايت مطلقه فقيه» را محدود نميكند. در نتيجه ميتوان چنين برداشت كرد كه ممكن است منظور ايشان «نبود مرز جغرافيايي با غزه در كشور» و «عدم دسترسي به اين مرز در كشوري همسو مانند لبنان» باشد.
اگر بر همين يك گمانه بينديشيم، روشن ميگردد تكاپوي برخي «كندروان خردگرا»! كه در مسايل مهمي چون «مساله هستهاي» شعارهاي عقلانيت، سنجيدگي و ... سر ميدادند، و در موضوع «غزه» خواهان «اعزام» هستند، يا بيخردي محض است و يا سياسيكاري محض! قطعا حساب تودههاي مردمي مشتاق حمايت از غزه تا مرز شهادتطلبي از اين افراد جداست. در نتيجه، اين انقلابيگري «پارلماني» يا «انتخاباتي»، پيش افتادن هدفمند از امام است كه ميتواند محرك گروههايي بشود.
خداوند را سپاسگزارم كه آنچه در مقاله «از امام جلو نيفتيم» نگاشتم با بيانات مقام معظم رهبري، «تضاد»، «تفاوت» و «فاصله» نداشت، چرا چنين نباشد؟ اگر مقصود از گفتن و نوشتن، مطرح شدن فردي نباشد، اگر هدف كسب قدرت و سياسيكاري نباشد، و اگر انگيزه، وابستگي جناحي و جنجالآفريني مافيايي نباشد، يقينا رفتارها و گفتارها و تحليلها نبايد در تضاد يا مغايرت و يا عقبماندن و پيشافتادن از امام باشد.
هر چند آدميان خطا و اشتباه دارند، به استثناي معصوم عليهالسلام. اما در مسايل و موارد اينگونه، خداوند امدادرسان «وليشناسان» است تا «سيهروي» نگردند.
غزه همچنان در خون است، و دلهاي مسلمانانِ بيدار و آگاه، خونين. ايران اسلامي، مهد تشيع در ماتم سلطه غده سرطاني اسرائيل بر سرنوشت و عضوي از پيكر عالم اسلام سوگوار است. آمادگي شهادتطلبانه مردم ايران در هفتههاي گذشته به انحاي گوناگون، دژخيمان اسرائيلي و امريكايي را نويد داد كه:
شيعيان زندهاند و عاشورايي! ايران شيعي براي دفاع از حريم اسلام و مسلمين «شهادت» را استقبال ميكند، و اين روزها براي دفاع از غزه در تب و تاب است. تحصنها و تجمعها، تظاهرات و فريادها، همه و همه اين پيام را به جهانيان اعلان داشت كه ايران بيدار است و زنده، و از اسرائيل و حاميان جنايتكارش بيزار و منفور.
در اين ميان چهرههاي سياسيكار فرصت را غنيمت شمرده، بر خلاف رهنمودهاي هميشگي به دولت نهم و شخص رئيسجمهور، مبني بر پرهيز از افراطيگري و شتابزدگي، به كارگيري عقلانيت و سنجيدگي، و ... به تحريك پرداختند تا تنور انتخاباتيشان را كه توسط مردم از كار افتاده، روشن كنند. چپ و راست، يا همان منحرفان و ناراستها!
اين كه بيانيه گروهك غيرقانوني مدافع اسرائيل، و طرفدار سرسخت نژادپرستي و نسلكشي در روزنامه اصلاحطلب «كارگزاران» درج شد و پولهاي بادآورده از امريكا را براي مشروعيت اسرائيل و صهيونيزم كمي تا قسمتي هزينه كرد، البته در كشور امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف، جز رسوايي بيشتر و عريان «اصلاحطبان» ثمري نداشت.
مردم ايران در سخنان مقام معظم رهبري، فرازهايي يافتند كه «معيارهاي اصلي» را مشخص كرد. از آن جمله:
غزه در آتش فتنه يهود ميسوزد، ميليونها ايراني تظاهركننده و متحصن خواهانِ اعزامِ به غزه قابل تقديرند، دولت ايران تمام توان خود را در امدادرساني به غزه به كار ميبرد، بودجه در نظر گرفتهشده براي ترويج اسرائيل و صهويونيزم در داخل ايران، در يك رقم، بيانيه و اعلان موضع ايادي داخلي امريكا را عرضه كرد، و امكان اعزام به غزه براي مردم ايران وجود ندارد، كه اين نكته در بيانات مقام معظم رهبري به «دست بسته ما» تعبير شد.
بديهي است دست ولي امر مسلمين با وجود پيروان شهادتطلب او هرگز بسته نخواهد بود، بلكه «وليفقيه همواره مبسوط اليد» است و برخلاف تئوريسازي ولايتستيزان هيچ امري «ولايت مطلقه فقيه» را محدود نميكند. در نتيجه ميتوان چنين برداشت كرد كه ممكن است منظور ايشان «نبود مرز جغرافيايي با غزه در كشور» و «عدم دسترسي به اين مرز در كشوري همسو مانند لبنان» باشد.
اگر بر همين يك گمانه بينديشيم، روشن ميگردد تكاپوي برخي «كندروان خردگرا»! كه در مسايل مهمي چون «مساله هستهاي» شعارهاي عقلانيت، سنجيدگي و ... سر ميدادند، و در موضوع «غزه» خواهان «اعزام» هستند، يا بيخردي محض است و يا سياسيكاري محض! قطعا حساب تودههاي مردمي مشتاق حمايت از غزه تا مرز شهادتطلبي از اين افراد جداست. در نتيجه، اين انقلابيگري «پارلماني» يا «انتخاباتي»، پيش افتادن هدفمند از امام است كه ميتواند محرك گروههايي بشود.
خداوند را سپاسگزارم كه آنچه در مقاله «از امام جلو نيفتيم» نگاشتم با بيانات مقام معظم رهبري، «تضاد»، «تفاوت» و «فاصله» نداشت، چرا چنين نباشد؟ اگر مقصود از گفتن و نوشتن، مطرح شدن فردي نباشد، اگر هدف كسب قدرت و سياسيكاري نباشد، و اگر انگيزه، وابستگي جناحي و جنجالآفريني مافيايي نباشد، يقينا رفتارها و گفتارها و تحليلها نبايد در تضاد يا مغايرت و يا عقبماندن و پيشافتادن از امام باشد.
هر چند آدميان خطا و اشتباه دارند، به استثناي معصوم عليهالسلام. اما در مسايل و موارد اينگونه، خداوند امدادرسان «وليشناسان» است تا «سيهروي» نگردند.