در آستانه انتخابات76 «مهاجرانی»، عضو «کارگزاران» خواستار تغییر قانون اساسی برای ریاست جمهوری مادامالعمر هاشمی رفسنجانی شد.
خداوند در قرآن میفرماید: «و اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزوون»؛ و چون مؤمنان را مىبينند، مىگويند: ما ايمان آوردهايم و چون با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند ما با شمائيم؛ ما ايشان را مسخره مىكنيم. (بقره/14)
آیه شریفه فوق را خوب به خاطر بسپاریم که همیشه به کارمان خواهد آمد به خصوص امروز، و این مدتی که تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، با همین آیه که خود از معجزات قرآن است به سادگی منافقان قابل تشخیص خواهند بود.
هر چه زمان به جلو میرود و هر چه علم و تکنولوژی پیشرفت می کند، نفاق نیز تغییر چهره میدهد، لیکن نفاق را با کمی هوشیاری میتوان شناخت.
همه شنیدیم که کرباسچی که عنوان دبیر کلی حزب کارگزاران را نیز یدک میکشد، به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی کروبی انتخاب شد.
اولین برداشت هر فرد با خواندن این خبر ائتلاف کارگزاران و کروبی در انتخابات ریاست جمهوری آینده خواهد بود، اما در خبرها می خوانیم که افرادی از این جریان(کارگزاران) در ستاد انتخاباتی خاتمی مشغولند و جالبتر آنکه عدهای از این جریان(کارگزاران) نیز ادعا میکنند که شاید در انتخابات پیش رو نامزد شوند و عدهای دیگر نیز از همین جریان سکوت پیشه کردهاند و -به قول خود- به جمعبندی نهائی نرسیدهاند.
اما واقعیت چیز دیگری است و ریشه در پیشینه این جریان(کارگزاران) دارد، و برای تحلیل موضع این جریان باید به ناچار تاریخچهای را مرور کنیم.
روزهای زمستان 1374که نزدیک به انتخابات مجلس پنجم بود، حضور گروهی تحت عنوان «کارگزاران سازندگی ایران» اعلام موجودیت نمود؛ شعار «سازندگی» نیز شعار غالب دولت بود. این نامگذاری موجب اعتراض بسیاری دیگر از کارگزاران نظام گردید و ناگزیر تا رسمی شدن و کسب پروانه، برای فرار از مشکلات حقوقی آن، از عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی ایران» استفاده میکردند.
در ذیل بیانیه اعلام موجودیت این حزب نامهایی دیده میشد که اغلب چهرههای آشنایی بودند و سالها سابقه حضور در قدرت را داشتند.
افرادی از قبیل: زنگنه، ترکان، غرضی، نجفی، فروزش، محمدخان، مهاجرانی، نوربخش، محمد هاشمی، مرعشی، امراللهی، هاشمی طبا، کرباسچی و ... که در آن موقع بر کرسی وزارت، معاونت رییس جمهور، ریاست بانک مرکزی و شهرداری تهران نشسته بودند.
این امر به خوبی بیانگر آن بود که مدیران اجرایی کشور با تشکیل این گروه، قصد بسط قدرت خود به دیگر عرصههای حاکمیت را داشتند تا شرایطی فراهم آورند که در مسند قدرت باقی بمانند. به عبارتی کارگزاران در نگاه مؤسسین آن کارکرد حزبی به معنای متداول آن که وظیفه «کادرسازی» و «مدیرپروری» دارد، را نداشت و تنها وجه اشتراک موسسین بقای در قدرت بود.
کرباسچی دبیرکل کارگزاران در این باره چنین می گوید: «کارگزاران، یک گروه سیاسی دارای آییننامه و اساسنامه نیست؛ بلکه به سبب ضرورتهای مقطعی دوران انتخاب مجلس به وجود آمد؛ یعنی ما بر اساس ضرورتهایی که در مقاطع مختلف انقلاب پیش میآید، فعالیت می کنیم». (روزنامه اخبار، 12/6/75)
حزب کارگزاران که از تحصیلکردگان و یا تحصیلنکردگان با ژست تحصیل کردگی تشکیل شده بود، با پناه بردن به نام تکنوکرات(technocrat) سعی بر القای چهرهای علمی از خود نمود و در این میان رقیبان خود را با برچسب «جوانان انقلابی دیروز» و با اتهام نداشتن سواد آکادمیک طرد کرد. افرادی همچون دکتر غفوری فرد ، مهندس خاموشی و ...
تا اینجای کار مشخص است که عدهای با استفاده یا سوءاستفاده از رانت و قدرت و شهرت و سرمایه مردم، تشکیلاتی را بنا نهادهاند که همیشه در قدرت بمانند، لیکن هدف از این نوشتار روی دیگر سکه است که پرده از نفاق و دوروئی این جریان برخواهد داشت.
در انتخابات مجلس پنجم، در نهایت فهرستی با عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی ایران» برای مجلس معرفی گردید. در این فهرست که نام عبدالله نوری در صدر آن قرار داشت. نام افراد جناح مقابل همچون آقایان موحدی کرمانی، دری نجف آبادی ، ناطق نوری، مرحوم ابوترابی و ... نیز گنجانده شد تا پروژه فریب تکمیل گردد.
گرچه آنها از این حمایت تبری جستند، اما حجم گسترده تبلیغات کارگزاران که تا آن زمان بی نظیر بود از یکسو و کمبود وقت برای روشنگری در این زمینه فرصت را به دست کارگزاران داد.
حزب تازهتاسیس در مرحله اول توانست نامزد اختصاصی خود فائزه هاشمی که دختر رییس جمهور وقت بود را با شعارهای فمنیستی همچون آزادیهای اجتماعی برای زنان در غالب آزادی دوچرخهسواری در کنار ناطق نوری -رییس مجلس دوره چهارم- در مرحله اول به مجلس بفرستد. هرچند صرف هزینههای هنگفت برای تبلیغات خانه به خانه کارگزاران تحت عنوان نامه تشکر کرباسچی و فائزه هاشمی از مردم تهران نتوانست در راهیابی دیگر چهرههای اختصاصی کارگزاران همچون شهرداران مناطق(تاجران، تقوی منش و ...) و یا یاران استراتژیکی همچون مهدی حجت و الویری موثر افتد.
عملکرد این دوره کارگزاران بیانگر هدف بودن «قدرت» برای آنها و نه «فنسالاری» بود و در این راه، خط قرمزی برایشان موجود نبود. آنچنانکه در آستانه انتخابات 76 مهاجرانی رسماً خواستار تغییر قانون اساسی برای امکان کاندیداتوری هاشمی برای سومین بار در انتخابات شد و لازم است که اشاره شود که ابتدا تصمیم بر ریاست جمهوری مادامالعمر برای پدر معنوی خویش داشتند که زمزمههائی پراکندند و تیرشان که به هدف ننشست طراحیهای بعدی را انجام دادند.
هر زمان که مصلحت در این بود که ایشان خود را جناح راست بنامند، با افتخار از این جناح حمایت میکردند و این در حالی بود که حداقل در هشت سال ریاست جمهوری هاشمی سیاستها و برنامههای دولت توسط این گروه طراحی و اجرا میشد و مردم که از این گروه به ستوه آمده بودند و این جماعت را به نام جناح راست میشناختند، در دوم خرداد سال 76 برای رهائی از این جریان به جناح مخالف ابراز تمایل کردند و اما نتیجه همان شد که از این زمان به بعد این جریان تغییر جناح داد به سادگی خوردن یک لیوان آب و تبدیل شد به جناح چپ و سردمدار اصلاحطلبی، و دوباره قدرت را در دست گرفتند.
این سوال برای بسیاری همچنان بدون پاسخ مانده است که خاتمی چگونه اختیار خود و دولت خود را به این گروه سپرد در حالی که او نیز از وضع موجود آن زمان ابراز نارضایتی مینمود و برای تغییر آمده بود و مردمی که به او رأی دادند، نیز مخالف سیاستهای دولت هاشمی بودند.
آیا سیاستگذاران دولت هاشمی همان سیاستگذاران دولت خاتمی نبودند و آیا میتوان با وجود همان افراد و سیاستگذاری همان اشخاص تغییری ایجاد نمود.
البته پاسخ روشن است و این در تبلیغات انتخاباتی خاتمی چهره نمود که شخص کرباسچی و وزرای دولت هاشمی تمام همت خود را به کار بستند و از جیب مردم خرج تبلیغات خاتمی را پرداختند تا روز از نو و روزی از نو ...
یک بار دیگر ترجمه آیه که ابتدا بر آن تأکید شد را مرور کنیم و مصداق این جریان را در آن بیابیم.
«و چون مؤمنان را مى بينند، مىگويند: ما ايمان آورده ايم و چون با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند ما با شمائيم؛ ما ايشان را مسخره مىكنيم».
علامه طباطبائی در تفسیر آیه میفرمایند: «اين حال منافقين است كه بظاهر دم از ايمان مى زنند، و از بعضى فوائد دين برخوردار ميشوند، چون خود را مؤمن قلمداد كردهاند، از مؤمنين ارث مىبرند، و با آنان ازدواج مىكنند، و از اين قبيل منافع برخوردار ميشوند. اين حال و روز منافق است كه ايمان را دوست نميدارد اما از روى ناچارى بدان تظاهر مىكند؛ چون اگر نكند –باصطلاح- نانش آجر ميشود، ولى چون دلش با زبانش يكسان نيست و دلش به نور ايمان روشن نگشته لذا راه زندگيش آنطور كه بايد روشن نميباشد و معلوم است كسى كه ميخواهد به چيزى تظاهر كند كه ندارد، لايزال پتهاش روى آب مىافتد و همواره دچار خطا و لغزش ميشود؛ يك قدم با مسلمانان و به عنوان يك فرد مسلمان راه مى رود؛ اما خدا رسوايش نموده؛ دوباره مىايستد». ترجمه تفسير الميزان، جلد1، صفحه89
همین مرام باعث میشود که مرعشی سخنگوی این جریان تفکر جریان خود را اینگونه بیان نماید: «ما لیبرال دموکرات مسلمان هستیم».
و به زبان ساده معنائی جز این ندارد که ما با همه هستیم و هر جا بوی پول و قدرت به مشام برسد، ما با آن گروه همسو خواهیم بود.
اگر نام این جریان را حزب نگذاریم چون به واقع مشخصات یک حزب را دارا نیستند، بهترین نامی که میتوان برای این جریان انتخاب نمود، «شرکت سهامی خاص» مناسبترین نام است.
امروز نیز همان کار تمرین شده خود را تکرار میکنند:
عدهای حول محور کروبی با شعارهای داغ؛ چنانکه کرباسچی واکس زدن کفشهای کروبی را برای خود افتخار دانست.
عدهای حول محور خاتمی و عدهای منتظر سفره دیگری...
مهم، پهنشدن سفره است و این جماعت قطع به یقین از منافع این خوان نعمت یکدیگر را بینصیب نخواهند گذارد و دوباره همه با هم سر سفره پهن شده خواهند نشست.
این سفره به شرطی پهن خواهد شد که هر فردی به غیر از دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور باشد و انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد کابوس این جریان خواهد بود.
/2759/
خداوند در قرآن میفرماید: «و اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزوون»؛ و چون مؤمنان را مىبينند، مىگويند: ما ايمان آوردهايم و چون با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند ما با شمائيم؛ ما ايشان را مسخره مىكنيم. (بقره/14)
آیه شریفه فوق را خوب به خاطر بسپاریم که همیشه به کارمان خواهد آمد به خصوص امروز، و این مدتی که تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، با همین آیه که خود از معجزات قرآن است به سادگی منافقان قابل تشخیص خواهند بود.
هر چه زمان به جلو میرود و هر چه علم و تکنولوژی پیشرفت می کند، نفاق نیز تغییر چهره میدهد، لیکن نفاق را با کمی هوشیاری میتوان شناخت.
همه شنیدیم که کرباسچی که عنوان دبیر کلی حزب کارگزاران را نیز یدک میکشد، به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی کروبی انتخاب شد.
اولین برداشت هر فرد با خواندن این خبر ائتلاف کارگزاران و کروبی در انتخابات ریاست جمهوری آینده خواهد بود، اما در خبرها می خوانیم که افرادی از این جریان(کارگزاران) در ستاد انتخاباتی خاتمی مشغولند و جالبتر آنکه عدهای از این جریان(کارگزاران) نیز ادعا میکنند که شاید در انتخابات پیش رو نامزد شوند و عدهای دیگر نیز از همین جریان سکوت پیشه کردهاند و -به قول خود- به جمعبندی نهائی نرسیدهاند.
اما واقعیت چیز دیگری است و ریشه در پیشینه این جریان(کارگزاران) دارد، و برای تحلیل موضع این جریان باید به ناچار تاریخچهای را مرور کنیم.
روزهای زمستان 1374که نزدیک به انتخابات مجلس پنجم بود، حضور گروهی تحت عنوان «کارگزاران سازندگی ایران» اعلام موجودیت نمود؛ شعار «سازندگی» نیز شعار غالب دولت بود. این نامگذاری موجب اعتراض بسیاری دیگر از کارگزاران نظام گردید و ناگزیر تا رسمی شدن و کسب پروانه، برای فرار از مشکلات حقوقی آن، از عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی ایران» استفاده میکردند.
در ذیل بیانیه اعلام موجودیت این حزب نامهایی دیده میشد که اغلب چهرههای آشنایی بودند و سالها سابقه حضور در قدرت را داشتند.
افرادی از قبیل: زنگنه، ترکان، غرضی، نجفی، فروزش، محمدخان، مهاجرانی، نوربخش، محمد هاشمی، مرعشی، امراللهی، هاشمی طبا، کرباسچی و ... که در آن موقع بر کرسی وزارت، معاونت رییس جمهور، ریاست بانک مرکزی و شهرداری تهران نشسته بودند.
این امر به خوبی بیانگر آن بود که مدیران اجرایی کشور با تشکیل این گروه، قصد بسط قدرت خود به دیگر عرصههای حاکمیت را داشتند تا شرایطی فراهم آورند که در مسند قدرت باقی بمانند. به عبارتی کارگزاران در نگاه مؤسسین آن کارکرد حزبی به معنای متداول آن که وظیفه «کادرسازی» و «مدیرپروری» دارد، را نداشت و تنها وجه اشتراک موسسین بقای در قدرت بود.
کرباسچی دبیرکل کارگزاران در این باره چنین می گوید: «کارگزاران، یک گروه سیاسی دارای آییننامه و اساسنامه نیست؛ بلکه به سبب ضرورتهای مقطعی دوران انتخاب مجلس به وجود آمد؛ یعنی ما بر اساس ضرورتهایی که در مقاطع مختلف انقلاب پیش میآید، فعالیت می کنیم». (روزنامه اخبار، 12/6/75)
حزب کارگزاران که از تحصیلکردگان و یا تحصیلنکردگان با ژست تحصیل کردگی تشکیل شده بود، با پناه بردن به نام تکنوکرات(technocrat) سعی بر القای چهرهای علمی از خود نمود و در این میان رقیبان خود را با برچسب «جوانان انقلابی دیروز» و با اتهام نداشتن سواد آکادمیک طرد کرد. افرادی همچون دکتر غفوری فرد ، مهندس خاموشی و ...
تا اینجای کار مشخص است که عدهای با استفاده یا سوءاستفاده از رانت و قدرت و شهرت و سرمایه مردم، تشکیلاتی را بنا نهادهاند که همیشه در قدرت بمانند، لیکن هدف از این نوشتار روی دیگر سکه است که پرده از نفاق و دوروئی این جریان برخواهد داشت.
در انتخابات مجلس پنجم، در نهایت فهرستی با عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی ایران» برای مجلس معرفی گردید. در این فهرست که نام عبدالله نوری در صدر آن قرار داشت. نام افراد جناح مقابل همچون آقایان موحدی کرمانی، دری نجف آبادی ، ناطق نوری، مرحوم ابوترابی و ... نیز گنجانده شد تا پروژه فریب تکمیل گردد.
گرچه آنها از این حمایت تبری جستند، اما حجم گسترده تبلیغات کارگزاران که تا آن زمان بی نظیر بود از یکسو و کمبود وقت برای روشنگری در این زمینه فرصت را به دست کارگزاران داد.
حزب تازهتاسیس در مرحله اول توانست نامزد اختصاصی خود فائزه هاشمی که دختر رییس جمهور وقت بود را با شعارهای فمنیستی همچون آزادیهای اجتماعی برای زنان در غالب آزادی دوچرخهسواری در کنار ناطق نوری -رییس مجلس دوره چهارم- در مرحله اول به مجلس بفرستد. هرچند صرف هزینههای هنگفت برای تبلیغات خانه به خانه کارگزاران تحت عنوان نامه تشکر کرباسچی و فائزه هاشمی از مردم تهران نتوانست در راهیابی دیگر چهرههای اختصاصی کارگزاران همچون شهرداران مناطق(تاجران، تقوی منش و ...) و یا یاران استراتژیکی همچون مهدی حجت و الویری موثر افتد.
عملکرد این دوره کارگزاران بیانگر هدف بودن «قدرت» برای آنها و نه «فنسالاری» بود و در این راه، خط قرمزی برایشان موجود نبود. آنچنانکه در آستانه انتخابات 76 مهاجرانی رسماً خواستار تغییر قانون اساسی برای امکان کاندیداتوری هاشمی برای سومین بار در انتخابات شد و لازم است که اشاره شود که ابتدا تصمیم بر ریاست جمهوری مادامالعمر برای پدر معنوی خویش داشتند که زمزمههائی پراکندند و تیرشان که به هدف ننشست طراحیهای بعدی را انجام دادند.
هر زمان که مصلحت در این بود که ایشان خود را جناح راست بنامند، با افتخار از این جناح حمایت میکردند و این در حالی بود که حداقل در هشت سال ریاست جمهوری هاشمی سیاستها و برنامههای دولت توسط این گروه طراحی و اجرا میشد و مردم که از این گروه به ستوه آمده بودند و این جماعت را به نام جناح راست میشناختند، در دوم خرداد سال 76 برای رهائی از این جریان به جناح مخالف ابراز تمایل کردند و اما نتیجه همان شد که از این زمان به بعد این جریان تغییر جناح داد به سادگی خوردن یک لیوان آب و تبدیل شد به جناح چپ و سردمدار اصلاحطلبی، و دوباره قدرت را در دست گرفتند.
این سوال برای بسیاری همچنان بدون پاسخ مانده است که خاتمی چگونه اختیار خود و دولت خود را به این گروه سپرد در حالی که او نیز از وضع موجود آن زمان ابراز نارضایتی مینمود و برای تغییر آمده بود و مردمی که به او رأی دادند، نیز مخالف سیاستهای دولت هاشمی بودند.
آیا سیاستگذاران دولت هاشمی همان سیاستگذاران دولت خاتمی نبودند و آیا میتوان با وجود همان افراد و سیاستگذاری همان اشخاص تغییری ایجاد نمود.
البته پاسخ روشن است و این در تبلیغات انتخاباتی خاتمی چهره نمود که شخص کرباسچی و وزرای دولت هاشمی تمام همت خود را به کار بستند و از جیب مردم خرج تبلیغات خاتمی را پرداختند تا روز از نو و روزی از نو ...
یک بار دیگر ترجمه آیه که ابتدا بر آن تأکید شد را مرور کنیم و مصداق این جریان را در آن بیابیم.
«و چون مؤمنان را مى بينند، مىگويند: ما ايمان آورده ايم و چون با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند ما با شمائيم؛ ما ايشان را مسخره مىكنيم».
علامه طباطبائی در تفسیر آیه میفرمایند: «اين حال منافقين است كه بظاهر دم از ايمان مى زنند، و از بعضى فوائد دين برخوردار ميشوند، چون خود را مؤمن قلمداد كردهاند، از مؤمنين ارث مىبرند، و با آنان ازدواج مىكنند، و از اين قبيل منافع برخوردار ميشوند. اين حال و روز منافق است كه ايمان را دوست نميدارد اما از روى ناچارى بدان تظاهر مىكند؛ چون اگر نكند –باصطلاح- نانش آجر ميشود، ولى چون دلش با زبانش يكسان نيست و دلش به نور ايمان روشن نگشته لذا راه زندگيش آنطور كه بايد روشن نميباشد و معلوم است كسى كه ميخواهد به چيزى تظاهر كند كه ندارد، لايزال پتهاش روى آب مىافتد و همواره دچار خطا و لغزش ميشود؛ يك قدم با مسلمانان و به عنوان يك فرد مسلمان راه مى رود؛ اما خدا رسوايش نموده؛ دوباره مىايستد». ترجمه تفسير الميزان، جلد1، صفحه89
همین مرام باعث میشود که مرعشی سخنگوی این جریان تفکر جریان خود را اینگونه بیان نماید: «ما لیبرال دموکرات مسلمان هستیم».
و به زبان ساده معنائی جز این ندارد که ما با همه هستیم و هر جا بوی پول و قدرت به مشام برسد، ما با آن گروه همسو خواهیم بود.
اگر نام این جریان را حزب نگذاریم چون به واقع مشخصات یک حزب را دارا نیستند، بهترین نامی که میتوان برای این جریان انتخاب نمود، «شرکت سهامی خاص» مناسبترین نام است.
امروز نیز همان کار تمرین شده خود را تکرار میکنند:
عدهای حول محور کروبی با شعارهای داغ؛ چنانکه کرباسچی واکس زدن کفشهای کروبی را برای خود افتخار دانست.
عدهای حول محور خاتمی و عدهای منتظر سفره دیگری...
مهم، پهنشدن سفره است و این جماعت قطع به یقین از منافع این خوان نعمت یکدیگر را بینصیب نخواهند گذارد و دوباره همه با هم سر سفره پهن شده خواهند نشست.
این سفره به شرطی پهن خواهد شد که هر فردی به غیر از دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور باشد و انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد کابوس این جریان خواهد بود.
/2759/