سيد محمد خاتمي برگزاري « رفراندوم» را تنها راهکار برون رفت از بحران! فعلي کشور عنوان کرد.
وي مجمع تشخيص مصلحت نظام را تنها نهاد بي طرف و مرجع قابل قبولي براي برگزاري اين رفراندوم دانست.
وي درخصوص موضوع رفراندوم گفت: بايد از مردم پرسيده شود آيا از وضعيت پيش آمده راضي هستند و اگر اکثريت مردم از اين وضعيت راضي هستند و اين وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسليم هستيم.
خاتمي اين پيشنهاد را در ديدار با خانواده هاي بازداشت شدگان سياسي و اعضاي بلندپايه اين تشکل روحاني از جمله محمد موسوي خوئيني ها، علي اکبر محتشمي پور، مجيد انصاري، مهدي امامي جماراني و محمد موسوي بجنوردي مطرح کرد و اصلي ترين محور بيانيه پنجم مجمع روحانيون مبارز شد.
در بيانيه مجمع روحانيون آمده است، اين راهکار مي تواند مطابق نص صريح قانون اساسي بحران موجود در کشور را حل کند، بحراني که مجمع روحانيون مبارز آن را بحران بي اعتمادي ناميد.
غير قانوني بودن اين درخواست به نحوي که در پيشنهاد آمده کاملا روشن است و اشخاصي درخصوص غيرقانوني بودن آن مطالبي را نگاشته اند، اما در اين درخواست غير از مشکلات قانوني موارد ديگري وجود دارد که ارزش آن کمتر از بحث غيرقانوني بودن آن نيست.
1- خاتمي از برون رفت از بحران سخن گفته است، ابتدا لازم است درباره اين بحران! سخن گفت.
از ايشان و دوستانش که فراتر از مجمع روحانيون هستند سوال مي شود، از کدام بحران صحبت مي کنيد؟! انتخاباتي برگزار شد و مردم در نمايشي خيره کننده در نصاب 85 درصد از واجدين شرايط به پاي صندوق هاي رأي آمدند و با 63 درصد آرا نامزدي انتخاب شد که نامزد مورد نظر شما نبود.
چون اين امر بر شما و دوستانتان سنگين آمد و برخلاف خواست شما بود با برنامه گسترده از پيش طراحي شده يک حرکت آرام و منطقي را تبديل به اعتراض آن هم از نوع خشونت آميز کرديد و نظام هم به اقتضاي نوع اعتراض که سراسر آشوب و اغتشاش بود با بر هم زنندگان امنيت و نظم عمومي برخورد کرد و غائله را به پايان رساند.
شما از کدام بحران سخن مي گوييد؟! کشور در شرايط عادي به سر مي رود و امور در مجاري خود به پيش مي رود مگر اينکه عده اي بخواهند اين وضع را به هم بزنند!
2- صحبت از "بحران بي اعتمادي" شده، ابتدا بايد پرسيد بي اعتمادي مفروض خودش ايجاد شده يا آن را بوجود آوردند و اينکه چه کساني آن را ايجاد کردند.
بررسي روند انتخابات نشان مي دهد که عده اي خواستند "بحران بي اعتمادي" بوجود آورند مقداري هم پيش رفتند اما نماز جمعه تاريخي مقام معظم رهبري همچون آبي بود بر "بحران بي اعتمادي" که عده اي با تمام توان داخلي و خارجي سعي مي کردند آن آتش را شعلهورتر کنند.
بعد از آن نماز اثري از "بحران بي اعتمادي" نيم بند باقي نماند الا چند صدنفر اراذل و اوباشي که تکليف و جايگاهشان معلوم است.
3- برفرض که نظام به برگزاري چنين رفراندومي! رضايت دهد.
کساني که اين پيشنهاد را داده اند و آناني که مشتاقانه از آن حمايت مي کنند چه تضميني مي دهند که نتيجه آن را هر چه باشد بپذيرند؟! آنها پيش از اينکه به بحث رفراندوم برسند در زمانيکه حدود 40 ميليون نفر صادقانه به پاي صندوق هاي رأي آمدند تا به رقابت هاي در حال انجام مشروعيت و رسميت ببخشند و بسيار قابل تحسين و اعجاب آور هم اين کار را کردند، پيشنهاد دهندگان رفراندوم در آن روز خاک به چشم مردم پاشيدند و انگ "تقلب" به آن حضور حماسي زدند آنها امروز فراموش کردند که آن روز که به آراي خالص و صادق مردم انگ "تقلب" زدند در نزد همين مردم رأي دهنده که امروز از آنها رفراندوم مي خواهند اعتبارشان از دست رفت و ديگر مردم به حرف آنها اعتماد ندارند.
مردم مطمئن هستند که اگر هزار بار هم رفراندوم شود تا نتيجه دلخواه آنها بدست نيايد که هيچگاه بدست نخواهد آمد آنها آن را نمي پذيرند.
اين افراد در امتحان انتخابات، هم منصب رياست جمهوري و هم اعتبار خود را از دست دادند و امروز حرف و سخن آنها مورد اعتنا قرار نمي گيرد.
وي مجمع تشخيص مصلحت نظام را تنها نهاد بي طرف و مرجع قابل قبولي براي برگزاري اين رفراندوم دانست.
وي درخصوص موضوع رفراندوم گفت: بايد از مردم پرسيده شود آيا از وضعيت پيش آمده راضي هستند و اگر اکثريت مردم از اين وضعيت راضي هستند و اين وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسليم هستيم.
خاتمي اين پيشنهاد را در ديدار با خانواده هاي بازداشت شدگان سياسي و اعضاي بلندپايه اين تشکل روحاني از جمله محمد موسوي خوئيني ها، علي اکبر محتشمي پور، مجيد انصاري، مهدي امامي جماراني و محمد موسوي بجنوردي مطرح کرد و اصلي ترين محور بيانيه پنجم مجمع روحانيون مبارز شد.
در بيانيه مجمع روحانيون آمده است، اين راهکار مي تواند مطابق نص صريح قانون اساسي بحران موجود در کشور را حل کند، بحراني که مجمع روحانيون مبارز آن را بحران بي اعتمادي ناميد.
غير قانوني بودن اين درخواست به نحوي که در پيشنهاد آمده کاملا روشن است و اشخاصي درخصوص غيرقانوني بودن آن مطالبي را نگاشته اند، اما در اين درخواست غير از مشکلات قانوني موارد ديگري وجود دارد که ارزش آن کمتر از بحث غيرقانوني بودن آن نيست.
1- خاتمي از برون رفت از بحران سخن گفته است، ابتدا لازم است درباره اين بحران! سخن گفت.
از ايشان و دوستانش که فراتر از مجمع روحانيون هستند سوال مي شود، از کدام بحران صحبت مي کنيد؟! انتخاباتي برگزار شد و مردم در نمايشي خيره کننده در نصاب 85 درصد از واجدين شرايط به پاي صندوق هاي رأي آمدند و با 63 درصد آرا نامزدي انتخاب شد که نامزد مورد نظر شما نبود.
چون اين امر بر شما و دوستانتان سنگين آمد و برخلاف خواست شما بود با برنامه گسترده از پيش طراحي شده يک حرکت آرام و منطقي را تبديل به اعتراض آن هم از نوع خشونت آميز کرديد و نظام هم به اقتضاي نوع اعتراض که سراسر آشوب و اغتشاش بود با بر هم زنندگان امنيت و نظم عمومي برخورد کرد و غائله را به پايان رساند.
شما از کدام بحران سخن مي گوييد؟! کشور در شرايط عادي به سر مي رود و امور در مجاري خود به پيش مي رود مگر اينکه عده اي بخواهند اين وضع را به هم بزنند!
2- صحبت از "بحران بي اعتمادي" شده، ابتدا بايد پرسيد بي اعتمادي مفروض خودش ايجاد شده يا آن را بوجود آوردند و اينکه چه کساني آن را ايجاد کردند.
بررسي روند انتخابات نشان مي دهد که عده اي خواستند "بحران بي اعتمادي" بوجود آورند مقداري هم پيش رفتند اما نماز جمعه تاريخي مقام معظم رهبري همچون آبي بود بر "بحران بي اعتمادي" که عده اي با تمام توان داخلي و خارجي سعي مي کردند آن آتش را شعلهورتر کنند.
بعد از آن نماز اثري از "بحران بي اعتمادي" نيم بند باقي نماند الا چند صدنفر اراذل و اوباشي که تکليف و جايگاهشان معلوم است.
3- برفرض که نظام به برگزاري چنين رفراندومي! رضايت دهد.
کساني که اين پيشنهاد را داده اند و آناني که مشتاقانه از آن حمايت مي کنند چه تضميني مي دهند که نتيجه آن را هر چه باشد بپذيرند؟! آنها پيش از اينکه به بحث رفراندوم برسند در زمانيکه حدود 40 ميليون نفر صادقانه به پاي صندوق هاي رأي آمدند تا به رقابت هاي در حال انجام مشروعيت و رسميت ببخشند و بسيار قابل تحسين و اعجاب آور هم اين کار را کردند، پيشنهاد دهندگان رفراندوم در آن روز خاک به چشم مردم پاشيدند و انگ "تقلب" به آن حضور حماسي زدند آنها امروز فراموش کردند که آن روز که به آراي خالص و صادق مردم انگ "تقلب" زدند در نزد همين مردم رأي دهنده که امروز از آنها رفراندوم مي خواهند اعتبارشان از دست رفت و ديگر مردم به حرف آنها اعتماد ندارند.
مردم مطمئن هستند که اگر هزار بار هم رفراندوم شود تا نتيجه دلخواه آنها بدست نيايد که هيچگاه بدست نخواهد آمد آنها آن را نمي پذيرند.
اين افراد در امتحان انتخابات، هم منصب رياست جمهوري و هم اعتبار خود را از دست دادند و امروز حرف و سخن آنها مورد اعتنا قرار نمي گيرد.