موسم آشنایی

مسلمانان با فرهنگ‌های گوناگون یکجا جمع می‌شوند /در جریان مناسک حج همه آنها دوباره می‌آموزند که آنچه در زندگی آنها مهم است، پیمان بندگی و هویت مسلمانی است و اکنون که همگی به یک جامه و به یک شکل درآمده‌اند، بهتر از هر زمان دیگر درخواهند یافت که ویژگی‌های فرهنگی و تفاوت‌های منطقه‌ای نمی‌تواند مانع از پیوستگی و علاقه میان آنها شود.
يکشنبه، 16 آبان 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
  موسم آشنایی

راسخون:   از شمال غربی آفریقا تا جنوب شرقی آسیا، سرزمین‌های کوچک و بزرگی قرار گرفته‌اند که می‌توان در میان آنها مسلمانان را از دیگران تشخیص داد. در بعضی کشورها تعداد آنها بیشتر است و در بعضی دیگر مسلمین در اقلیت به سر می‌برند. مهم نیست که در این گستره وسیع جغرافیایی چه تعداد مسلمان زندگی می‌کنند. مهم این است که انسان‌های زیادی - خیلی بیشتر از آنچه ما تا اکنون دیده‌ایم -  در این بازه مکانی وجود دارند که باوجود تعلق به فرهنگ‌های گوناگون، یک دین خاص را پذیرفته‌اند و به اصطلاح« مسلمان» هستند. تازه اگر مسلمانان دیگری که در اروپا و آمریکا و دیگر نقاط این کره خاکی زندگی می‌کنند را هم به اینها اضافه کنیم، به تنوع این حضور افزوده  می‌شـود.

همشهری آیه در شماره آبان ماه خود نوشت: کاش این امکان وجود داشت تا از مراکش و الجزایر و لیبی آغاز کرد و به مصر، فلسطین، اردن، لبنان، سوریه،  سعودی، یمن، عمان، امارات، قطر، کویت و عراق رسید و پس از سرک‌کشیدن به ایران، افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، هند، چین و بنگلادش به سراغ چین، مالزی و اندونزی رفت و از نزدیک با چهره‌های حیات مسلمانان در سرزمین‌های مختلف آشنا شد.

 مردمان هر یک از این سرزمین‌ها پیش از آنکه به یک دین خاص - اسلام - روی آورده باشند، در یک محیط فرهنگی قرار گرفته‌اند و این باعث شده تا ویژگی‌ها و تمایزات خاصی داشته باشند. نژاد، رنگ پوست، زبان، آداب و رسوم، شکل لباس، مدل حکومتی، ساختار اجتماعی و موارد دیگری از این دست، از جمله مؤلفه‌های فرهنگی به شمار می‌روند که آدم‌های یک منطقه را از دیگران جدا می‌کنند و با اضافه‌شدن پیشینه تاریخی هر یک از این اقوام به این مؤلفه‌ها، فرهنگ مردمان هر سرزمین شکل می‌گیرد.

فرهنگ، علاوه بر اینکه ویژگی‌های جغرافیایی و هویت محلی ما را مشخص می‌کند، راه‌ورسم زندگی را هم به ما می‌آموزد و هر کدام از ما از کودکی می‌آموزیم که چگونه مانند پدر و مادر و اطرافیان خود به شیوه‌ای متفاوت با مردمان سرزمین‌های دیگر زندگی کنیم. از اینجاست که شکل زندگی آفریقایی‌ها با آسیایی‌ها، عرب‌ها با چینی‌ها، ایرانی‌ها با هندی‌ها و خلاصه مردم سرزمین‌های مختلف با یکدیگر متفاوت می‌شود و هر کدام از آنها سعی می‌کنند متناسب با فضایی که در آن قرار گرفته‌اند، زندگی کنند.

 

  موسم آشنایی

 

آنچه این انسان‌ها را با یکدیگر گره می‌زند، انتخاب دینی آنها و راه و رسم مشخصی برای زندگی است که از آخرین پیامبر خدا آموخته‌اند و اکنون سعی می‌کنند تا این آموزه‌ها را در زندگی خود به کار بندند. در حقیقت با این انتخاب، مسلمانان سرزمین‌های مختلف و نژادها و اقوام گوناگون از انسان‌های دیگری که در قوم و قبیله و سرزمین و تیره آنها زندگی می‌کنند و مسلمان نیستند، جدا می‌شوند و با مسلمانان دیگر مناطق و فرهنگ‌ها درمی‌آمیزند و امت اسلام را تحقق می‌بخشند.

این مساله باعث شده تا تنوع فرهنگی فوق‌العاده چشمگیری در میان مسلمانان به وجود آمده و باوجود پیروان دیگر ادیان که معمولا به فرهنگ‌ها و اقوام مشخصی محدود می‌شوند، امکان همزیستی و هماهنگی مجموعه‌های وسیع فرهنگی در درون یک دین به خوبی فراهم شود؛ چیزی که در دوران ابتدایی دعوت اسلامی نیز وجود داشت و ترکیب حضور اصحاب پیامبر(ص)  در کنار ایشان، گویای آن بود که انسان‌های گوناگون با فرهنگ‌های متفاوت می‌توانند دعوت اسلام را بپذیرند و در کنار پیامبرخدا(ص) جمع شوند و به طور یکسان از موهبت وحی برخوردار شده و پیرو اسلام باشند.

 با این وجود، تقابل فرهنگ‌های مختلف در درون امت اسلامی مساله‌ای است که به طور طبیعی می‌تواند به وجود آید و متاسفانه در طول تاریخ نیز در جریان بوده است. به این صورت که هر یک از اقوام و فرهنگ‌های مسلمان سعی در اثبات برتری و نزدیک ‌دانستن خود به حقانیت اسلامی داشته و به‌طور ضمنی به این ادعا می‌پرداخته که نسبت به دیگر اقوام و فرهنگ‌ها از شرافت و حقانیت بیشتری برخوردار است یا آنکه اساسا دیانت اسلامی تنها متعلق به فرهنگ اوست.
 
این واقعیت که هر یک از انسان‌ها به نژاد، جغرافیا و فرهنگ خاصی تعلق دارند، ناگزیر باقی خواهد ماند و اساسا مشکلی نیست که بخواهیم آن را برطرف کنیم. مساله آنجاست که ما بخواهیم ویژگی‌های فرهنگی خود را در مقابل ارزش‌های دینی و آموزه‌های اسلامی قرار بدهیم و بیش از آنکه به مسلمان‌ بودن خود فکر کنیم، در پی برتری‌جویی و مهم‌ پنداشتن خصوصیات فرهنگی خود باشیم.

در واقع از نگاه اسلامی اینکه ما به چه نژاد و زبان و طایفه‌ای تعلق داریم، نه می‌تواند باعث سرافکندگی باشد و نه دلیلی برای غرور و افتخار تلقی می‌شود چراکه این ویژگی‌ها به صورت جبری به وجود آمده و به طور مثال هیچ‌یک از عرب‌ها خود انتخاب نکرده‌اند که به چنین زبانی سخن بگوید یا آنکه هیچ‌یک از فارسی‌زبانان به اختیار خود در ایران و آسیای میانه به دنیا نیامده است. بنابراین هیچ انسانی نمی‌تواند به واسطه وجود چیزی که او در به وجود آمدن آن نقشی نداشته، احساس افتخار یا شرمگین باشد.

آنچه باعث ارزشمندی یا بی‌اهمیتی یک انسان می‌شود، مربوط به اختیار و انتخاب اوست و بر این اساس، انتخاب آگاهانه اسلام توسط انسان‌ها و تلاش آنها برای مسلمان بودن که ناشی از شعور و بیداری آنهاست، مبنای درست ارزشیابی خواهدبود؛ چیزی که در قرآن نیز به آن اشاره شده و خداوند معیار برتری انسان‌ها را ـ نه ویژگی‌های فرهنگی و قبیله‌ای که اساسا - تقوای الهی معرفی کرده است.

 

  موسم آشنایی

 

موسم حج فرصتی است که همه مسلمانان از همه سرزمین‌ها با همه تفاوت‌های فرهنگی در یک جا جمع می‌شوند و میثاق مشترک خود را به یاد می‌آورند. در جریان مناسک حج همه آنها دوباره می‌آموزند که آنچه در زندگی آنها مهم است، پیمان بندگی و هویت مسلمانی است و اکنون که همگی به یک جامه و به یک شکل درآمده‌اند، بهتر از هر زمان دیگر درخواهند یافت که ویژگی‌های فرهنگی و تفاوت‌های منطقه‌ای نمی‌تواند مانع از پیوستگی و علاقه میان آنها شود.

آنچه این میهمانی را کامل می‌کند، تلاش حاجیان مسلمان برای شناخت دیگر مسلمانان در سرزمین‌های دیگر - به عنوان دیگر اعضای امت اسلامی - است. بی‌خبری از وضعیت زندگی مسلمانان نه‌تنها زمینه بروز اختلاف در میان آنان را به وجود می‌آورد که اساساً با توصیه‌های پیامبر خدا سازگار نیست. اینکه ما بدانیم برادران و خواهران مسلمان ما در سرزمین‌های دیگر چگونه زندگی می‌کنند و چه مشکلاتی دارند، وظیفه‌ای است که قرن‌ها پیش، پیامبر خدا برعهده ما گذاشته است.

 

متن کامل این گزارش را در همشهری آیه آبان بخوانید.

 

999
منتظر اخبار ، انتقاد وپیشنهاد شما هستیم:
news@rasekhoon.net

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.