روستای کوچک مارون الرأس که با پایمردی ساکنانش و عناصر حزبالله در جنگ 33 روزه کشتارگاه صهیونیستها شده بود، بعد از جنگ با سرمایه گذاری ایران به تفریحگاه تبدیل شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، درخشش حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه و پیروزی غرور آفرین این حزب بر دشمن صهیونیستی که دومین شکست تاریخی صهیونیستها بعد از عقبنشینی از جنوب لبنان به شمار میرفت، این پیروزی علاوه بر پایمردی جانانه نیروهای مقاومت حزب الله، در سایه استقامت ساکنان روستاهایی کوچک در بخش های جنوبی لبنان به دست آمد که برای تعالی کشور خود و عقب راندن صهیونیستهای جانفشانیها که نکردند، همین جانفشانیهاست که این روستاهای کوچک را به شهرتی جهانی رسانده و پشت دشمن با شنیدن نام این روستاها به لرزه در میآید.
مارون الرأس یکی از روستاهای جنوبی لبنان است که در بخش بنت جبیل و استان النبطیه قرار دارد، مارون الرأس حدود یک کیلومتر با مرزهای لبنان و فلسطین اشغالی فاصله دارد و اهمیت نظامی آن از آنجاست که در بلندیهای مرتفعی قرار دارد که به بخشهای مهمی از جنوب لبنان و شمال سرزمینهای اشغالی مشرف است، مارون الرأس بر 14 شهرک صهیونیستنشین اشراف دارد، این روستا در 125 کیلومتری جنوب بیروت قرار دارد و کمتر از 1000 هکتار مساحت دارد.
مارون الرأس حدود 5 هزار نفر جمعیت دارد و اکثریت قریب به اتفاق آنها یعنی حدد 99 درصدشان شیعه هستند، در این روستا 400 منزل مسکونی وجود دارد. مارون الرأس یکی از نمادهای مقاومت لبنان در جنوب این کشور است که این روزها نیز با برپایی نمایشگاههای متعدد از جمله بوستان فرهنگی «پارک ایران» به محلی برای بازدید هزاران لبنانی تبدیل شده است.
پس از پایان جنگ 33 روزه سال 2006، جمهوری اسلامی ایران به پاس مقاومت های بی نظیر مردم این منطقه، اقدام به تاسیس پارکی به نام پارک ایران کرد. این پارک با هدف معرفی فرهنگ غنی ایران اسلامی و ترویج آن، اقداماتی نظیر احداث تعدادی استراحتگاه به تعداد استانهای کشورمان ایران و به نام آن استان ها انجام داده است. مسجد این پارک به شکل قدس شریف ساخته شده تا خاری باشد در چشم صهیونیستهایی که چند متر آن طرفتر در شهرکهای اشغالی در حال رفت و آمدند. زمین فوتبال، پینت بال و ... از دیگر امکانات موجود در این پارک است.
مارون الرأس به لحاظ موقعیت استراتژیک خود و نزدیکی که با مرزهای رژیم صهیونیستی دارد، اولین منطقه ای بود که در جنگ 33 روزه مورد طمع صهیونیستها قرار گرفت، اما حمله های متعدد به این روستای کوچک با مقاومت جانانه حزبالله مواجه شد و کابوسهای وحشتناکی را برای نظامیان صهیونیست رقم زد.
در هشتمین روز تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، نیروهای اسرائیلی از شهرک صهیونیست نشین «افیفیم» واقع در الجلیل، برای انجام مأموریتی "ساده" برای پایان دادن به موشک باران این شهرک و نیز شهرکهای زنجیرهای اطراف آن عازم مارون الرأس شدند تا آن را اشغال کنند. آنان به سوی «جل الدیر» در مارون الراس حرکت کردند؛ منطقهای که فاصله بسیار کمی با پایگاه نظامی اسرائیل و مرکز فرماندهی شمال فلسطین اشغالی دارد و به دلیل شرایط طبیعی، معبری صعب العبور و نوعی پناهگاه طبیعی محسوب میشود.
«ابو حیدر» یکی از مردان مقاومت، داستان اولین رویارویی زمینی با اسرائیل که به فاجعهای برای آنان و عزل تعداد زیادی از افسران ارتش اسرائیل انجامید، را اینچنین تعریف میکند: صهیونیستها این بار هم شگرد همیشگی خود را به کار بستند و قبل از گسیل نیروها، زمینه را با بارش آتشی سنگین آماده کردند، «جبل الباط»، «جل الدیر» و «جنگل مارون» را بمباران کردند و به خیال خود مسیر عبورشان را که حدود یک کیلومتر میشد، پاکسازی کردند، در حالی که نیروهای مقاومت در پناهگاههای خود ورود آنان را انتظار میکشیدند.
پس از حمله هوایی، نیروی زمینی حرکت خود را شروع کرد تا اینکه به کمین نیروهای مقاومت نزدیک شد، در این هنگام از مقر فرماندهی حزب الله دستور رسید که: فقط یکی از نیروها در کمین وارد عمل شود. وی در حالیکه اسرائیلیها را در فاصله دو تا پنج متری خود می دید، آنها را به گلوله بست. او از فاصله نزدیک اولین سرباز اسرائیلی را با اسلحهاش ـ مسلسل کلاشنیکف ـ هدف قرار داد و به خاک انداخت، اسرائیلیها که بشدت غافلگیر شده بودند، بدون اینکه بدانند از کجا مورد هجوم قرار گرفتهاند شروع به شلیک به اطراف خود کردند. چند دقیقه بعد همین فرد سه نفر دیگر از صهیونیستها را که در حال کشیدن جسد نظامی اول به سمت عقب بودند، هدف قرار داد و به پناهگاه خود برگشت.
اسرائیلیها انواع و اقسام سلاح هایشان را بی هدف به کار انداختند، اما پس از اینکه پی به بی فایده بودن این کار بردند، سکوت بر منطقه حاکم شد. به این ترتیب تمامی واحدهای مسلح اسرائیلی که با دبدبه و کبکبه قصد تصرف بی دغدغه مارون الراس را داشتند، عقب نشستند و رزمندهای که باعث این عقب نشینی مفتضحانه صهیونیستها شد، در بازگشت به مکان درگیری با پنج کوله پشتی جنگی مواجه شد و مطابق دستور، آنها را به غنیمت برداشت. ساعتی بعد شبکه المنار غنایمی را که این رزمنده از سربازان تار و مار شده اسرائیلی به چنگ آورده بود به جهانیان نشان داد تا رسوایی و شکست ارتش اسرائیل به جهانیان اثبات شود.
بعد از شکست رژیم صهیونیستی در مارون الراس و عقب نشینی آنها، صهیونیست ها به این فکر افتادند که از منطقه ای دیگر به این روستای استراتژیک وارد شوند، به همین علت تانک های خود را از نوار مرزی مقابل برکة الحافور وارد کردند و در مسیری قرار گرفتند که مارون الرأس را به روستای یارون مرتبط می کرد، البته در این مسیر نیز تعدادی از نیروهای مقاومت در کمین اسرائیلی ها نشسته بودند، نیروهایی که مربی و فرمانده آنها یک جوان 25 ساله بود.
به محض اینکه گروه نظامی از دور نمایان شد، فرمانده عناصر مقاومت اولین تانک مرکاوا را هدف قرار داد، تانک آتش گرفت و افراد درون آن که قاعدتا 4 نفر هستند، به هلاکت رسیدند، لحظاتی بعد دومین مرکاوا نیز خود را در شعلههای آتش دید و کادر داخل آن نیز جان خود را از دست دادند، تا این لحظه تعداد تلفات دشمن در مارون الرأس به 12 نفر رسیده بود و تنها یک تن از نیروهای مقاومت در این عملیات به شهادت رسید.
روحیه اسرائیلیها به شدت بر اثر این تلفات افت پیدا کرد، اما به هر حال یک گردان از آنها موفق شدند خود را به خانه های مارون الرأس برساند و در آن مستقر شود، ماجرا از این قرار بود که بعد از درگیریهای جلالدیر در مرزها و ورودی اصلی مارون الرأس، اسرائیل با کمک یگان چتربازان سعی کرد تا از پشت مارون الرأس به این منطقه وارد شود، به این ترتیب بود که درگیری های خانه به خانه میان آنها و عناصر مقاومت در مارون الرأس ایجاد شد. خانه هایی که به قتلگاه نظامیان صهیونیست تبدیل شد. از پشت خانهای که در مرکز مارون الرأس قرار داشت و نیروهای اسرائیلی در آن مستقر شده بودند، نیروهای مقامت به آنها حمله کردند و دو اسرائیلی را کشتند، آنها همچنین دو نارنجک نیز به سوی منزل پرتاب کردند.
وارد کردن خسارت های فراوان و کشته و زخمی شدن 80 صهیونیست در مقاومت چهار روزه در مارون الرأس و همچنین انهدام 15 تانک "اسطوره ای" مرکاوا و همچنین سه بالگرد آپاچی درست است که در نهایت به سقوط چند روزه این شهر منجر شد، اما مارون الرأس را به کابوسی برای نظامیان اسرائیلی تبدیل کرد که با یادآوری آن مرارتهای شکست بزرگ خود در جنگ 33 روزه را به یاد میآورند.
با وجود تمام این سختیها چند روز بعد، در پی مقاومت همهجانبه نیروهای حزبالله در مقابل ارتش رژیم صهیونیستی که تلفات سنگینی را به این رژیم تحمیل کرد، نظامیان صهیونیست از 3 منطقه مرزی لبنان (مارون الراس، عیترون و بنت جبیل) عقبنشینی کردند تا شکست صهیونیستها در مارون الرأس قطعی شود.
/111/