یه وبلاگ عجیب و جالب پیدا کردم که فکر میکنم آشنایی با صاحب این وبلاگ و این خانم بی حکمت نبوده چون جواب خیلی از سوالاتم رو بین مطالبش دیدم و دیدگاهم نسبت به خیلی چیزها تغییر کرد !
راسخون به نقل از وبلاگ عطر باران: یکی از مطلب های زیبای این خانم که همسرشون گفتن بهشون ، اینجاست : گاهی به دستم نگاه میکنم و با خودم میگم یعنی این دست من ه؟ گاهی به پاهام نگاه میکنم و با خودم میگم یعنی این پای من ه؟ گاهی یادم میره صورتم چه شکلیه ، میرم جلوی آینه و به صورتم نگاه میکنم و با خودم میگم یعنی این صورت من ه؟ اینها همه ابزاری هستن که خدا به من داده تا ازشون استفاده کنم. اینها ابزار من ه ، اینها خود من نیست.
میشه همین دست که الان با من هست رو به راحتی قطع کرد و به یکی دیگه پیوند زد، بدون اینکه از من کم بشه! میشه این پا رو جدا کرد و به یکی دیگه پیوند زد ، بدون اینکه من ناقص بشه. میشه این صورت رو جدا کرد و به یه نفر دیگه پیوند زد، بدون اینکه احساس کنم من از بین رفته. میشه این چشم ، پا ، گوش، قلب ، مغز ، کلیه و تمام ابزاری که با من هست رو جدا کرد و به آدمهای دیگه پیوند زد تا بجای خدمت به من در خدمت آدمهای دیگه باشن. پس اینها من نیستند. اینها ابزاری هست که خدا به من امانت داده، و یه روز هم بالاخره ازمن گرفته میشه، اون روز شاید قابلیت اینو داشته باشه که به یه نفر دیگه پیوند بخوره، شاید هم فقط بشه دفنش کرد.
اما من باز هم من ه . تمام و کمال، بدون اینکه ناقص شده باشه. ولی چیزی که مهمه اینه که تا وقتی که این ابزار با من هستند ازشون بهترین استفاده رو بکنم و مواظب باشم هیچ وقت با این ابزار به من ضربه نزنم. تو هم سعی کن با ابزاری که دست تو هست ، فقط به من خودت کمک کنی که به کمال برسه ، نه اینکه بهش ضربه بزنی. از این ابزار استفاده کن و یه من بساز که لیاقت و ارزش داشته باشه که به خدا تقدیمش کنی. مگه این حدیث قدسی رو نشنیدی که خداوند میفرماید: "همه ی دنیا را برای تو آفریدم، اما تو را برای خودم." از همه ی ابزاری که برای تو آفریده شده استفاده کن و یه من زیبا بساز برای خدا.»
http://fatemehbeheshtian.blogsky.com/1392/08/06/post-69/%D9%85%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%86-
7432