مردم شهر شیراز طى تابستان هر سال زیر بمباران تبلیغات شدید برگزار كنندگان جشن كه تحت سرپرستى فرح پهلوى ـ همسر شاه ـ فعالیت مىكردند، قرار مىگرفتند.
شهر شیراز به علت مجاورت با آثار باستانى تختجمشید مورد توجه نظام شاه كه بر ایدئولوژى شاهنشاهى متكى بود قرار داشت. برگزارى جشنهاى 2500 ساله در تخت جمشید با هزینهى سرسامآور آن و تبلیغات عظیم در این رابطه و دعوت از دهها تن از سران جهان براى شركت در این جشن موجب توجه خاص آنان به شیراز گردید و به دنبال این جشنها قرار شد هر ساله در شهر شیراز و نیز تخت جمشید، جشن هنر برگزار شود و از هنرمندان مختلف در سطح جهان دعوت شود. رشد درآمد نفت از سال 53 به بعد نیز كمك شایانى به این امر و ولخرجىهاى آن كرد.

مردم شهر شیراز طى تابستان هر سال زیر بمباران تبلیغات شدید برگزار كنندگان جشن كه تحت سرپرستى فرح پهلوى ـ همسر شاه ـ فعالیت مىكردند، قرار مىگرفتند.
برنامههاى هنرى اجرا شده معمولا از تلویزیون سراسرى پخش مىشد و زیر پوشش طرفدارى از هنر و برپایى جشن، ابتذال هنرى در كشور رواج داده مىشد. بسیارى از سینماها در سطح شهر شیراز نیز به نمایش فیلمهاى این جشنواره مىپرداختند و در بسیارى از اماكن تاریخى برنامههاى موسیقى و تئاتر به اجرا در مىآمد.
در تابستان 54 در سفرى كه به شیراز داشتم متوجه شدم كه صحنههاى بسیار نامناسبى در «سراى مشیر» در كنار بازار وكیل به نمایش در آمده است كه نشان مىداد دست اندركاران جشن و مسؤولان آن به دنبال چه اهدافى هستند.
در سال بعد نیز آنان اهداف پلید خود از این جشن را بیشتر آشكار نمودند و در یك اقدام كاملا بىسابقه در خیابان فردوسى شیراز و در ماه مبارك رمضان، یك گروه نمایش خارجى، صحنههاى بسیار زنندهى جنسى میان یك زن و مرد خارجى را در تئاترى بهنام «خوك بچه آتش» در انظار عمومى به نمایش گذاشتند. این جریان وجدان عمومى مردم شیراز و نیز سراسر كشور را به حركت و اعتراض در آورد. در شیراز مردم با مراجعه به عالمان به خصوص حضرت آیتالله دستغیب، مراتب انزجار خود را اعلام و كسب تكلیف نمودند. در این میان حضرت آیتالله دستغیب كه تازه از سفر به نجف و ملاقات با حضرت امام بازگشته بودند و گویا این ملاقات به جسم نحیف و پیر ایشان روحى تازه و جوان بخشیده بود، زبان به اعتراض گشودند. ایشان در حالى كه توان راه رفتن نداشتند با كمك چند نفر به روى منبر مىنشستند و سخن مىگفتند. مجالس سخنرانىهاى انقلابى ایشان در مسجد جامع شیراز، جوانان انقلابى را به سمت خود جذب و موجب آگاهى آنها شد و با پخش نوار آن در سراسر كشور موجبات حركت همهى مردم كشور را فراهم كرد و با توجه به اینكه این واقعه در ماه رمضان اتفاق افتاده بود به پیشنهاد آیتالله محلاتى در پنجمین روز این ماه مبارك امامان جماعت در تمام مساجد شیراز به طرح مسئله و اعتراض به ابتذال و فحشا و منكراتى كه در پوشش برگزارى جشن هنر اجرا مىشد، پرداختند و زمینهى حركت و اعتراض مردم را فراهم آوردند.

محلهى زنان بىسرپرست
یكى از دوستان بسیار خوب رشتهى جامعهشناسى به دستور استاد براى تحقیق به محلهى زنان بىسرپرست كه در خیابان امیرآباد جنوبى (كارگر جنوبى) قرار داشت، رفته بود. این محله در تهران به «شهر نو» یا محلهى «جمشید» مشهور بود. ما از اینكه چنین تحقیقى را قبول كرده بود با تعجب سخن مىگفتیم. اما وقتى از آنچه از آنجا دیده بود و ازنتیجهى تحقیقات خود براى ما سخن گفت و سقوط و بدبختى موجوداتى به نام «زن بىسرپرست» را تشریح كرد، تا چندین روز از ناراحتى وضع روحى مناسبى نداشتم و چون كابوسى آنچه راگفته بود در مقابل چشم مجسم مىدیدم و براى اولینبار به جاى تنفر از این زنان كه بسیارى از آنان فریبخوردگان مظلومى بودند كه گروههاى شیطانصفت آنان را از روستاها و هر جاى دیگر قابل دسترسى شكار مىنمودند و به دام مىانداختند و به چنین سرنوشت شومى دچار مىكردند، سراسر وجودم را ـ نسبت به آنان ـ ترحم گرفت و به این پدیدهى شوم و به وجود آورندگان آن لعن ونفرین كردم.
متأسفانه چنین محلاتى در شیراز و اهواز و بسیارى از شهرهاى دیگر نیز تأسیس شده بود و بسیارى از جوانان را به كام فساد مىكشاند و از اخلاق و انسانیت دور مىكرد.
منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی
/117/