تأملی در وظیفه امت اسلامی در برابر خون رهبر شهید ایران

از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران

تفاوت‌های قصاص و انتقام در قرآن و تبیین وظیفه امت اسلامی در برابر خون رهبر شهید ایران و مبارزه با جریان ظلم (دارای فایل صوتی)
چهارشنبه، 31 تير 1405
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سید محمد کاظم میرباقری
موارد بیشتر برای شما
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران
«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء

نمای کلی
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران
الف- معنای انتقام و قصاص
۱- انتقام در لغت و کاربردهای قرآنی
۲- قصاص و آثار آن
ب- معنای قصاص و انتقام با توجه به جریان‌شناسی حق و باطل
۱- تفاوت حقیقی قصاص و انتقام الهی
۲- نمونه تاریخی برای درک تفاوت انتقام و قصاص
ج- قصاص و انتقام، دو تکلیف هم‌زمان
د- وظیفه امروز ما در برابر جنایت جنگی آمریکا علیه کشورمان
۱- اجرای قصاص
۲- دنبال کردن موضوع انتقام
سخن پایانی: انتقام الهی، راهی به سوی تحقق وعده‌های خدا
 
فایل صوتی خلاصه
شما می‌توانید خلاصه این محتوا را از طریق فایل زیر گوش دهید که توسط هوش مصنوعی ساخته شده است.
(توجه: ممکن است است هوش مصنوعی برخی از کلمات را درست تلفظ نکرده باشد که البته اشکالی در فهم ایجاد نمی‌کند)
 

پرسشی که کمتر به آن اندیشیده‌ایم

در منظومه معارف اسلامی، هم با حکم «قصاص» روبه‌رو هستیم و هم با مفهوم «انتقام الهی». هر دو از مفاهیم مهم قرآن و روایات هستند، اما غالباً بدون تفکیک دقیق از یکدیگر به کار می‌روند و همین امر، زمینه برخی ابهام‌ها و برداشت‌های نادرست را فراهم کرده است.
 
در نگاه رایج، «انتقام» معمولاً به معنای واکنشی احساسی، برخاسته از کینه، خشم یا میل به تلافی تلقی می‌شود؛ رفتاری که چه‌بسا از مرز عدالت فراتر رود و به زیاده‌روی بینجامد. از همین رو، هنگامی که سخن از «انتقام الهی» به میان می‌آید، گاهی همین معنای عرفی به ذهن می‌آید؛ در حالی که انتقام الهی در فرهنگ قرآن هیچ نسبتی با کینه‌توزی، عقده‌گشایی یا تشفی خاطر ندارد. این مورد در ادامه بیشتر توضیح داده خواهد شد.
 
از سوی دیگر، اسلام یکی از دقیق‌ترین نظام‌های حقوقی را در قالب حکم «قصاص» ارائه کرده است؛ حکمی که قرآن درباره آن می‌فرماید:
 
«وَلَکُم فِی القِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الأَلبَابِ لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ» (سوره بقره؛ آیه ۱۷۹)
ای صاحبان خرد! قصاص برای شما، مایه حیات است. باشد که شما تقوا پیشه کنید.
 
قصاص در اندیشه اسلامی صرفاً مجازاتی برای قاتل نیست، بلکه ضامن امنیت، عدالت و حیات جامعه است. با این حال، پرسش اساسی این است که آیا قصاص همان انتقام است؟ آیا اجرای قصاص، انتقام الهی را محقق می‌کند؟ یا آنکه این دو، هرچند در مواردی با یکدیگر تلاقی دارند، دو حقیقت متفاوت با دو کارکرد متمایزند؟
 
اهمیت این پرسش هنگامی بیشتر آشکار می‌شود که به روایات مربوط به قیام حضرت ولی‌عصر(عج) می‌نگریم. در این روایات، از «انتقام خون سیدالشهدا علیه‌السلام» و دیگر اولیای الهی سخن گفته شده است؛ در حالی که عاملان مستقیم آن جنایت‌ها قرن‌ها پیش از دنیا رفته‌اند و بسیاری از آنان، در همان زمان نیز به سزای اعمال خود رسیده‌اند. اگر قصاص انجام شده است، پس انتقام چیست؟ و اگر انتقام هنوز باقی است، چه تفاوتی با قصاص دارد؟
 
همچنین این پرسش در مسائل معاصر نیز خود را نشان می‌دهد. هنگامی که یکی از بزرگان دین یا رهبران جامعه اسلامی به دست دشمنان به شهادت می‌رسد، وظیفه جامعه اسلامی چیست؟ آیا تکلیف تنها به مجازات عاملان مستقیم جنایت محدود می‌شود، یا مسئولیت دیگری نیز در برابر جریان فکری، سیاسی و تمدنیِ پدیدآورنده آن جنایت وجود دارد؟
 
این نوشتار تحلیلی می‌کوشد با تکیه بر آیات قرآن، روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و تأمل در منظومه معارف اسلامی، نسبت میان «قصاص» و «انتقام الهی» را تبیین کند و نشان دهد که قصاص، حکمی تشریعی برای حفظ عدالت اجتماعی است، در حالی که انتقام الهی را باید در چارچوب سنت‌های الهی در مدیریت جریان تاریخی حق و باطل فهمید. بر اساس این نگاه، هر یک از این دو، جایگاه، فلسفه و کارکرد ویژه خود را دارند و هیچ‌یک جای دیگری را پر نمی‌کند.
 

الف- معنای انتقام و قصاص

پیش از آنکه نسبت «قصاص» و «انتقام الهی» را بررسی کنیم، لازم است معنای دقیق این دو واژه روشن شود؛ زیرا بخش قابل توجهی از اختلاف برداشت‌ها، از خلط میان معنای عرفی و معنای قرآنی «انتقام» ناشی می‌شود.
 

۱- انتقام در لغت و کاربردهای قرآنی

واژه «انتقام» از ریشه «نَقَمَ» گرفته شده است. اهل لغت گفته‌اند اصل این ماده به معنای ناخشنودی از یک رفتار و در پی آن، مجازات و کیفر دادن بر اساس آن است. از همین رو، «انتقام» در اصل به معنای اجرای کیفر در برابر جرم است، نه صرفاً واکنشی احساسی یا برخاسته از کینه آن طور که در عرف به چنین رفتارهایی کلمه انتقام اطلاق می‌شود.
 
مرحوم علامه مصطفوی در التحقیق فی کلمات القرآن می‌نویسد:
أنّ الأصل الواحد فی المادّة: هو مؤاخذة مع کراهة، و من مصادیقه: الکراهة، الطعن، القدح، التعییب، العتاب، الإنکار، العقوبة ... الانتقام افتعال و تدلّ الصیغة على المطاوعة أى اختیار الفعل، بأن یختار مؤاخذة و تکرّها فی المورد المقتضى.
اصل واحد در این ریشه بازخواست کردن همراه با ناخوشایندی است، و نمونه‌های آن عبارتند از: کراهت، طعن زدن، نکوهش، عیب‌گویی، ملامت، انکار، کیفر ... «الانتقام» (انتقام) از باب افتعال است که دلالت بر مطاوعه (پذیرش اثر فعل) دارد، یعنی انتخاب کردن فعل، به این معنا که شخص، مؤاخذه و کراهت (ناخشنودی) را در موردی که اقتضا دارد، انتخاب می‌کند.
 
بنابراین انتقام در معنای اولیه‌اش هرگز به معنای تشفی خاطر یا فرو نشاندن غضب نیست و هنگامی که درباره خدای متعال به کار می‌رود معنایی از عدالت، حکمت و ربوبیت الهی در برابر جریان فساد و طغیان را بیان می‌کند. خداوند متعال از هرگونه تأثر نفسانی و انگیزه‌های بشری منزّه است و افعال او همگی بر پایه حکمت، عدالت و رحمت استوارند.
 
در قرآن کریم موضوع انتقام ۱۳ بار درباره خدای متعال به کار رفته است، از جمله:
 
«إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انتِقَامٍ» (سوره آل‌عمران، آیه ۴)
همانا خداوند شکست‌ناپذیر و صاحب انتقام است.
 
و نیز می‌فرماید:
 
«إِنَّا مِنَ المُجرِمِینَ مُنتَقِمُونَ» (سوره سجده، آیه ۲۲)
بی‌تردید ما از آن مجرمان انتقام خواهیم گرفت.
 
همچنین درباره فرعون و پیروان او می‌فرماید:
 
«فَلَمّا آسَفونَا انتَقَمنا مِنهُم فَأَغرَقناهُم أَجمَعینَ» (سوره زخرف، آیه ۵۵)
پس چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همگی را غرق کردیم.
 
مقصود از «آسفونا» در این آیه، تأثر روانی خداوند نیست؛ زیرا خداوند از تغییر حالات نفسانی منزّه است، بلکه مراد آن است که آنان به مرحله‌ای از طغیان و فساد رسیدند که سنت قطعی الهی در مجازات آنان تحقق یافت.
 
این تعبیرها نشان می‌دهد که «انتقام الهی» حقیقتی قرآنی و بخشی از سنت‌های قطعی خداوند در تدبیر تاریخ است؛ سنتی که در مسیر اقامه حق، برچیدن بساط فتنه و فراهم ساختن زمینه هدایت انسان‌ها تحقق می‌یابد، نه برای فرو نشاندن غضبی شبیه خشم انسان‌ها.
 

۲- قصاص و آثار آن

 
در مقابل، «قصاص» یک حکم تشریعی و حقوقی است. واژه قصاص از ماده «قَصَّ» به معنای «پی‌گرفتن اثر» گرفته شده است؛ گویی مجازات، اثر جنایت را دنبال می‌کند و متناسب با آن تحقق می‌یابد.
 
ابن فارس در مقاییس اللغة اصل این ماده را به «پیروی از اثر» بازمی‌گرداند و از همین رو، قصاص به مجازاتی گفته می‌شود که جرم را به همان اندازه دنبال می‌کند و از آن فراتر نمی‌رود.
 
قرآن کریم درباره قصاص می‌فرماید:
 
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ القِصاصُ فِی القَتلَى» (سوره بقره، آیه ۱۷۸)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، قصاص در مورد کشته‌شدگان بر شما مقرر شد.
 
و در ادامه، فلسفه این حکم را چنین بیان می‌کند:
 
«وَلَکُم فِی القِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الأَلبَابِ» (سوره بقره، آیه ۱۷۹)
ای صاحبان خرد! قصاص برای شما، مایه حیات است.
 
این تعبیر نشان می‌دهد که قصاص، پیش از آنکه ناظر به گذشته باشد، ناظر به آینده جامعه است. هدف آن صرفاً مجازات یک قاتل نیست، بلکه حفظ امنیت، جلوگیری از گسترش جنایت و تأمین حیات عادلانه جامعه است.
 
اگر فردی در جامعه دشمنانی سنگ‌دل داشته باشد و به سبب دشمنی آنان در معرض قتل قرار گیرد، وجود حکم قصاص مانع از وقوع این جنایت می‌شود. ازاین‌رو، قصاص مایه حفظ حیات انسان‌ها است. افزون بر این، در تفسیر نمونه سه وجه دیگر نیز برای تبیین اینکه چرا قصاص مایه حیات است، بیان شده است:
  • اولاً ضامن حیات جامعه است، زیرا اگر حکم قصاص به هیچوجه وجود نداشت و افراد سنگدل احساس امنیت مى‏کردند جان مردم بى‏گناه به خطر مى‏افتاد همانگونه که در کشورهایى که حکم قصاص به کلى لغو شده آمار قتل و جنایت به سرعت بالا رفته است.
  • ثانیاً مایه حیات قاتل است چرا که او را از فکر آدم‏کشى تا حد زیادى باز مى‏دارد و کنترل مى‏کند.
  • ثالثاً به خاطر لزوم تساوى و برابرى جلو قتلهاى پى در پى را مى‏گیرد و به سنت‌هاى جاهلى که گاه یک قتل مایه چند قتل و آن نیز به نوبه خود مایه قتلهاى بیشترى مى‏شد پایان مى‏دهد، و از این راه نیز مایه حیات جامعه است.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران
 

۳- تفاوت معنای عرفی و معنای قرآنی انتقام

 
یکی از موانع برای فهم صحیح این بحث، خلط میان دو معنای متفاوت «انتقام» است.
 
در عرف مردم، انتقام غالباً به معنای تلافی‌جویی شخصی، برخاسته از خشم و کینه است که معمولاً با بی‌قاعدگی، زیاده‌روی و حتی ظلم همراه می‌شود.
 
اما انتقام الهی در فرهنگ قرآن، نه از سنخ احساسات بشری است و نه امری بی‌ضابطه. انتقام الهی، سنتی حکیمانه در تدبیر تاریخ است که تنها بر اساس عدل، حکمت و مصلحت تحقق می‌یابد. از همین رو، هرگز نباید آیاتی که از انتقام خداوند سخن می‌گویند، با معنای رایج و عرفی انتقام سنجیده شوند.
 
از اینجا می‌توان دریافت که مقایسه «قصاص» با «انتقام عرفی» اساساً مسئله اصلی این مقاله نیست. موضوع بحث ما «انتقام الهی» است؛ حقیقتی که در منظومه هدایت الهی جایگاهی مستقل دارد و باید نسبت آن با حکم شرعی قصاص به دقت بررسی شود.
 
تأمل
یکی از خطاهای رایج در فهم قرآن، انسان‌وار دیدن افعال خداوند است. همان‌گونه که «رحمت» الهی عین احساسات انسانی نیست، «غضب» الهی نیز همان خشم انسان نیست و به همین قیاس، «انتقام» الهی نیز از سنخ انتقام‌جویی انسان‌ها نیست. هر کس مفاهیم الهی را با مقیاس احساسات بشری تفسیر کند، ناخواسته خدا را شبیه مخلوقات تصور کرده است؛ در حالی که قرآن می‌فرماید: «لَیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ». ازاین‌رو، فهم انتقام الهی، پیش از هر چیز، نیازمند تصحیح نگاه ما به صفات و افعال خداوند است.
 

ب- معنای قصاص و انتقام با توجه به جریان‌شناسی حق و باطل

برای فهم تفاوت قصاص و انتقام، باید به این پرسش پاسخ دهیم که قرآن کریم، رویارویی حق و باطل را چگونه ترسیم می‌کند؟ آیا این تقابل، صرفاً نزاع میان چند فرد است یا میان دو جریان که در طول تاریخ استمرار می‌یابند؟
 
در نگاه نخست، ممکن است چنین به نظر برسد که هر جنایت، به شخص جنایتکار بازمی‌گردد و با مجازات او پرونده آن بسته می‌شود؛ اما تأمل در آیات قرآن نشان می‌دهد که نگاه الهی، فراتر از اشخاص است. قرآن، در کنار مسئولیت فردی، از «جریان‌های هدایت» و «جریان‌های ضلالت» نیز سخن می‌گوید؛ جریان‌هایی که با رفتن یک فرد پایان نمی‌یابند، بلکه در تاریخ امتداد پیدا می‌کنند.
 
از یک سو، خداوند درباره پیشوایان هدایت می‌فرماید:
 
«وَجَعَلناهُم أَئِمَّةً یَهدونَ بِأَمرِنا» (سوره انبیاء؛ آیه ۷۳)
آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می‌کردند.
 
و در مقابل، درباره پیشوایان گمراهی می‌فرماید:
 
«وَجَعَلناهُم أَئِمَّةً یَدعونَ إِلَى النّارِ وَیَومَ القِیامَةِ لا یُنصَرونَ» (سوره قصص؛ آیه ۴۱)
«آنان را پیشوایانی قرار دادیم که مردم را به سوی آتش دعوت می‌کردند و در روز قیامت نصرت نخواهند شد.
 
این دو آیه نشان می‌دهد که قرآن، تاریخ را تنها صحنه حضور اشخاص نمی‌داند، بلکه از دو جبهه مستمر سخن می‌گوید؛ جبهه‌ای که انسان‌ها را به سوی خدا دعوت می‌کند و جبهه‌ای که آنان را به سوی آتش می‌کشاند.
 
همچنین در روز قیامت نیز ملاک احضار انسان‌ها، تنها فردیت آنان نیست، بلکه پیوندشان با یک جریان و یک امام است:
 
«یومَ نَدعو کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم» (سوره إسراء؛ آیه ۷۱)
روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم.
 
این آیه، پیوند عمیق میان انسان و جریان فکری و عملی او را آشکار می‌سازد. هر انسانی در طول زندگی خود، در یکی از دو جبهه قرار می‌گیرد و سرنوشت او نیز بر اساس همین پیوند رقم می‌خورد.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران

از همین رو، قرآن در موارد متعددی از نابودی یک «قوم»، یک «امت» یا یک «جریان» سخن می‌گوید؛ نه صرفاً از مجازات چند فرد. درباره قوم نوح، عاد، ثمود، فرعون و دیگر امت‌های طغیانگر، آنچه موضوع سنت الهی قرار می‌گیرد، یک جریان اجتماعیِ فساد و استکبار است که باید از صحنه تاریخ کنار رود تا راه برای هدایت مردم گشوده شود.
 
بر همین اساس، وعده‌های بزرگ قرآن نیز ناظر به غلبه یک جریان بر جریان دیگر است:
 
«لِیُحِقَّ الحَقَّ وَیُبطِلَ الباطِلَ» (سوره انفال؛ آیه ۸)
تا حق را استوار سازد و باطل را نابود کند.
 
و نیز:
 
«وَقُل جاءَ الحَقُّ وَزَهَقَ الباطِلُ إِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقًا» (سوره إسراء؛ آیه ۸۱)
بگو حق آمد و باطل نابود شد؛ همانا باطل نابودشدنی است.
 
تعبیر «حق» و «باطل» در این آیات، تنها به یک شخص یا یک حادثه اشاره ندارد، بلکه از دو حقیقت و دو جریان سخن می‌گوید که همواره در طول تاریخ در برابر یکدیگر قرار دارند.
 
با این نگاه، روشن می‌شود که اگر جنایتی در خدمت یک جریان تاریخی باشد، آثار آن نیز با مرگ عاملان مستقیم آن پایان نمی‌یابد؛ زیرا آن جریان همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد و ممکن است همان اندیشه، همان روش و همان دشمنی را در قالبی جدید دنبال کند.
 
از همین‌جا، تفاوت میان «قصاص» و «انتقام الهی» آشکارتر می‌شود. قصاص، ناظر به مسئولیت و مجازات شخص یا اشخاصی است که مرتکب جنایت شده‌اند؛ اما انتقام الهی، هنگامی معنا می‌یابد که جنایت، محصول یک جریان تاریخی باشد و تا زمانی که آن جریان به حیات خود ادامه می‌دهد، آثار آن جنایت نیز استمرار داشته باشد.
 
بنابراین، انتقام الهی را نباید صرفاً واکنشی در برابر یک فرد دانست؛ بلکه باید آن را در چارچوب مواجهه الهی با جریان‌های مستمر ظلم و طغیان فهمید؛ جریان‌هایی که گاه قرن‌ها ادامه می‌یابند و در هر عصر، چهره‌ای تازه به خود می‌گیرند.
 

۱- تفاوت حقیقی قصاص و انتقام الهی

اکنون با توجه به مباحث گذشته، می‌توان نسبت قصاص و انتقام الهی را با دقت بیشتری بررسی کرد.
 
آنچه در بسیاری از نوشته‌ها درباره تفاوت این دو مطرح شده، بیشتر ناظر به آثار و احکام آنها است؛ مانند اینکه قصاص در چارچوب احکام قضایی اجرا می‌شود، ولی انتقام چنین نیست، یا قصاص با مطالبه اولیای دم تحقق می‌یابد، اما انتقام الهی وابسته به اراده خداوند است. هرچند این تفاوت‌ها در جای خود صحیحند، اما به نظر می‌رسد حقیقت تفاوت این دو را باید در افقی عمیق‌تر جست‌وجو کرد.
 
قصاص، حکمی الهی است که برای مقابله با جنایت تشریع شده و افزون بر استیفای حق، در پی حفظ امنیت، جلوگیری از گسترش جرم و صیانت از حیات جامعه است که امری بسیار مهم و ضروری است. اما با این همه، قلمرو قصاص، همان جنایتی است که موضوع حکم قرار گرفته است. قصاص، مسئولیت مرتکبان آن جنایت را بررسی می‌کند و با اجرای عدالت نسبت به آنان، آثار اجتماعی همان جرم را مهار می‌سازد.
 
اما انتقام الهی، افقی فراتر از این دارد. انتقام نیز با افراد آغاز می‌شود، اما به افراد محدود نمی‌ماند. چه‌بسا جنایتی، برخاسته از یک جریان سازمان‌یافته باشد؛ جریانی که با رهبران، پیروان، حامیان و سازوکارهای خود، جنایت را پدید آورده، آن را استمرار بخشیده و آثار آن را در نسل‌های بعدی حفظ کرده است.
 
در چنین مواردی، حتی اگر همه عاملان مستقیم جنایت به سزای عمل خود برسند، ممکن است ریشه‌های آن ظلم همچنان پابرجا باشد و همان اندیشه و همان مسیر، در قالبی دیگر به حیات خود ادامه دهد. در این صورت، هرچند قصاص در جای خود تحقق یافته و کارکرد خود را نیز ایفا کرده است، اما انتقام الهی هنوز به نهایت نرسیده است؛ زیرا منشأ و بستر استمرار آن ظلم همچنان باقی است.
 
ازاین‌رو، تفاوت قصاص و انتقام، در این نیست که یکی تنها به افراد می‌پردازد و دیگری تنها به جریان‌ها؛ بلکه هر دو با انسان‌ها و رفتار آنان سروکار دارند. تفاوت در این است که قصاص، عدالت را در برابر یک جنایت مشخص برقرار می‌کند و امنیت جامعه را از رهگذر مجازات عادلانه مجرمان پاس می‌دارد؛ اما انتقام الهی، در پی برچیدن جریانی است که آن جنایت را پدید آورده، آن را بازتولید می‌کند و مانع استقرار کامل حق و عدالت در جامعه می‌شود.
 
از همین رو، میان تحقق قصاص و تحقق انتقام الهی تلازم وجود ندارد. ممکن است قصاص به طور کامل اجرا شود و آثار مورد انتظار آن نیز در جامعه تحقق یابد، اما انتقام الهی همچنان ادامه داشته باشد؛ زیرا جریان مولد ظلم هنوز از میان نرفته است. همان‌گونه که ممکن است بخشی از انتقام الهی با تضعیف یا نابودی آن جریان تحقق یابد، هرچند اجرای قصاص نسبت به همه عاملان مستقیم امکان‌پذیر نباشد.
 
بر این اساس، قصاص و انتقام دو حقیقت متقابل نیستند، بلکه دو سازوکار مکمل در نظام حکیمانه الهی‌اند؛ یکی عدالت را در برابر جنایت برقرار می‌کند و امنیت جامعه را پاس می‌دارد، و دیگری با ریشه‌های تاریخی و اجتماعی ظلم مقابله می‌کند تا زمینه برای غلبه کامل حق فراهم شود.
 

۲- نمونه تاریخی برای درک تفاوت انتقام و قصاص

 
اگر تفاوت میان قصاص و انتقام الهی را به درستی دریافته باشیم، اکنون می‌توانیم یکی از مهم‌ترین مسائل تاریخ اسلام را با نگاهی تازه بررسی کنیم؛ مسئله انتقام خون حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام.
 
در فرهنگ شیعه، امام حسین علیه‌السلام «ثارالله» معرفی شده‌اند و در زیارت‌ها و دعاهای مأثور مانند زیارت عاشورا، از خداوند درخواست می‌کنیم که ما را در شمار «طالبان خون آن حضرت» قرار دهد. همچنین در روایات فراوان، حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، به عنوان خون‌خواه امام حسین (سلام الله علیه) معرفی شده است.
 
در اینجا پرسشی جدی مطرح می‌شود:
 
اگر مقصود از انتقام، تنها مجازات قاتلان مستقیم امام حسین علیه‌السلام باشد، آیا این انتقام در همان دهه‌های نخست پس از عاشورا تحقق نیافت؟
 
تاریخ گواهی می‌دهد که بسیاری از عاملان اصلی فاجعه کربلا، در فاصله‌ای نه‌چندان طولانی به سزای اعمال خود رسیدند. عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد، شمر بن ذی‌الجوشن، خولی و جمعی دیگر از مباشران این جنایت، در جریان قیام مختار یا در حوادث بعدی کشته شدند. حتی برخی از کسانی که در این جنایت نقش داشتند، پیش از آن نیز به سرنوشت‌های عبرت‌آموزی گرفتار شدند.
 
بنابراین، اگر انتقام را تنها به معنای مجازات عاملان مستقیم جنایت بدانیم، باید بپذیریم که پرونده خون سیدالشهدا علیه‌السلام قرن‌ها پیش بسته شده است؛ در حالی که نه قرآن، نه روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و نه فرهنگ شیعه، چنین برداشتی را تأیید نمی‌کنند.
 
بلکه برعکس، روایات، انتقام خون آن حضرت را حقیقتی می‌دانند که همچنان ادامه دارد و تحقق کامل آن را در عصر ظهور حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف نوید می‌دهند.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران

این حقیقت نشان می‌دهد که حادثه عاشورا را نمی‌توان صرفاً یک قتل بزرگ، هرچند بی‌نظیر، دانست. عاشورا، تجلی رویارویی دو جریان بود؛ جریانی که در امتداد خط نبوت، مردم را به سوی هدایت فرا می‌خواند و جریانی که دعوتش به سوی آتش بود و برای تثبیت سلطه خود، حتی به قتل حجت الهی نیز تن داد.
 
از این رو، انتقام خون امام حسین علیه‌السلام نیز تنها با مجازات چند نفر پایان نمی‌یابد؛ زیرا آن جنایت، محصول یک جریان بود و تا هنگامی که آن جریان با همه لایه‌ها و جلوه‌های خود از صحنه تاریخ برچیده نشود، انتقام الهی به نهایت خود نخواهد رسید.
 
بر همین اساس، قیام حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف را نباید صرفاً انتقام از چند قاتل تاریخی دانست؛ بلکه آن قیام، مرحله نهایی رویارویی با جریانی است که از آغاز در برابر اولیای الهی ایستاد، در عاشورا به اوج جنایت خود رسید و در طول تاریخ، با چهره‌ها و ابزارهای گوناگون به حیات خود ادامه داده است.
 

ج- قصاص و انتقام، دو تکلیف هم‌زمان

آنچه گذشت، نشان داد که قصاص و انتقام، دو مفهوم متقابل نیستند که با تحقق یکی، دیگری بی‌معنا شود؛ بلکه هر یک کارکردی متفاوت در نظام هدایت الهی دارند و تحقق عدالت، در بسیاری از موارد، به هر دو نیازمند است.
 
قصاص، وظیفه‌ای روشن و معین در برابر جنایت است. هرگاه جنایتی رخ دهد، عاملان مستقیم آن باید در چارچوب موازین شرعی و قضایی شناسایی و به سزای عمل خود برسند. قرآن کریم این حکم را مایه حیات جامعه معرفی کرده است: «وَلَکُم فِی القِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الأَلبَابِ» (سوره بقره؛ آیه ۱۷۹)
 
اجرای قصاص، علاوه بر استیفای حق، امنیت جامعه را حفظ می‌کند، از گسترش جنایت جلوگیری می‌نماید و به ظالمان نشان می‌دهد که خون بی‌گناهان بی‌پاسخ نخواهد ماند.
 
اما اگر جنایت، برخاسته از یک جریان سازمان‌یافته باشد، اجرای قصاص به تنهایی کافی نیست. در چنین مواردی، اگرچه مجرمان باید به کیفر برسند، اما تا هنگامی که جریان مولد آن جنایت، حامیان آن، سازوکارهای آن و بسترهای استمرار آن باقی است، خطر تکرار ظلم نیز همچنان وجود خواهد داشت.
 
از این رو، در کنار قصاص، مسئولیت دیگری نیز بر عهده جامعه مؤمنان قرار می‌گیرد و آن، تلاش برای تضعیف، مهار و در نهایت برچیدن جریانی است که جنایت را پدید آورده و آن را بازتولید می‌کند. این همان حقیقتی است که در این مقاله از آن با عنوان «انتقام الهی» یاد شد.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران

بنابراین، جامعه اسلامی نباید میان قصاص و انتقام یکی را برگزیند؛ بلکه باید هر دو را در جایگاه خود محقق سازد. قصاص، عدالت را نسبت به جنایت برقرار می‌کند و انتقام، راه بازتولید جنایت را می‌بندد. تحقق یکی، جای دیگری را پر نمی‌کند و غفلت از هر یک، بخشی از عدالت را بر زمین می‌گذارد.
 

د- وظیفه امروز ما در برابر جنایت جنگی آمریکا علیه کشورمان

آنچه تاکنون بیان شد، صرفاً تحلیلی درباره گذشته یا تبیینی از فلسفه یک حکم شرعی نبود؛ بلکه قاعده‌ای است که در همه دوران‌ها جریان دارد. هرگاه جریان باطل، در برابر جریان حق، دست به جنایت بزند، جامعه اسلامی در برابر آن دو مسئولیت هم‌زمان دارد؛ مسئولیتی که هیچ‌ یک جای دیگری را نمی‌گیرد.
 
امروز ایالات متحده، در برابر دیدگان مردم جهان مرتکب جنایات آشکاری می‌شود که دیگر حتی نمی‌تواند آن‌ها را پشت نقاب‌های فریبنده گذشته پنهان کند. شعارهایی همچون حقوق بشر، دموکراسی و آزادی که سال‌ها به طور گسترده از آن‌ها بهره می‌برد و آن‌ها را دستاویزی برای پیشبرد سیاست‌های مجرمانه، مداخلات مستکبرانه و جنگ‌افروزی‌های خود قرار می‌داد، دیگر کارکرد گذشته را ندارد.
 
ایستادگی جریان حق در برابر این تبلیغات و فریبکاری‌ها، به تدریج این نقاب‌ها را کنار زده و چهره واقعی این سیاست‌ها را برای مردم جهان آشکار ساخته است. از همین رو، امروز مقام‌های آمریکایی گاه آشکارا انگیزه‌های اقتصادی و سیاسی خود را در برخی مداخلات خارجی بیان می‌کنند؛ سخنانی که به‌روشنی نشان می‌دهد بسیاری از ادعاهای پیشین، پوششی برای تأمین منافع قدرت‌های بزرگ بوده است؛ برای مثال رئیس‌جمور آمریکا به صراحت اعلام می‌کند که ما به ونزوئلا حمله کردیم به این دلیل که به نفت آن نیاز داشتیم. حتما شما هم شبیه این اظهارات را بارها از این موجود ناپاک و متجاوز به کودکان شنیده‌اید.
 
در همین چارچوب، آمریکا به عنوان سیاست‌گذار اصلی و شخص رئیس‌جمهور پلید و کودک‌خوار آمریکا به عنوان عامل اصلی دست به جنایت‌هایی زده است که از نگاه مدافعان جبهه مقاومت، نقطه عطفی در آشکار شدن ماهیت آن به شمار می‌رود؛ از جمله قتل عام شمار زیادی از زنان، مردان و کودکان بی‌گناه، که ماجرای مدرسه شجره طیبه در شهر میناب در اوج این داستان تلخ و غم‌بار قرار دارد. یا ترور شخصیت‌های برجسته و محبوب مردم که در صدر آنها رهبر شهیدمان آیت الله سید علی خامنه‌ای قرار دارد؛ شخصیتی که پدر محبوب و معنوی کشورمان بود. کسی که در قله فقهات اسلامی بود و در بسیاری از علوم روز دنیا در رده دانشمندان و اندیشمندان به شمار می‌رفت. کسی که نه یک نقطه سیاه که حتی یک نقطه خاکستری در سراسر زندگی او از نظر اقتصادی و اخلاقی وجود ندارد. کسی که ساده زیست بود و در راه اعتلای ایران با تمام توان تلاش کرد.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران 

هرگاه جریان باطل، در برابر جریان حق، دست به جنایت بزند، جامعه اسلامی در برابر آن دو مسئولیت هم‌زمان دارد؛ مسئولیتی که هیچ‌یک جای دیگری را نمی‌گیرد؛ پس امروز جامعه اسلامی ایران و بلکه کل امت اسلامی در سراسر دنیا در قبال به شهادت رساندن آیت الله خامنه‌ای (رحمة الله علیه) دو وظیفه مهم و اساسی دارند:
 

۱- اجرای قصاص

اگر در هر زمان، بر اساس موازین شرعی و ادله معتبر، ثابت شود که اشخاص یا دولت‌هایی در طراحی، فرماندهی، حمایت یا اجرای جنایتی علیه مسلمانان و بی‌گناهان نقش داشته‌اند، نخستین وظیفه، اجرای عدالت از طریق قصاص است که امروز مصداق عینی آن تجاوز و قتل عام مردم و مردان الهی ما توسط کشور آمریکا و شخص رئیس‌جمهور آن است.
 
قصاص، یک واکنش احساسی یا انتقام‌جویانه نیست، بلکه حکمی الهی برای استقرار عدالت و حفظ امنیت جامعه است؛ همان حقیقتی که قرآن کریم آن را مایه حیات جامعه معرفی کرده است. همان حقیقتی که بعد از شهادت امام حسین (سلام الله علیه) توسط توابین و قیام مختار صورت گرفت و مانع از آن شد که سایر ائمه ما مانند امام حسین به شهادت برسند؛ همچنان که برخی از آنها مانند عبد الملک مروان به این موضوع اذعان کرده و در تاریخ ثبت شده است که او به دلیل ترس از قیام‌های شیعی از جنگ با سایر ائمه خوداری کرده است.
با این وصف تحقق قصاص، نیازمند دو رکن اساسی است:
  • نخست، مرجع صالح قضایی که با بررسی ادله و بر اساس موازین شرعی، مسئولیت اشخاص و عوامل دخیل در جنایت را احراز و حکم لازم را صادر کند.
  • دوم، وجود قدرت اجرایی برای اجرای آن حکم؛ زیرا اگر حکم صادر شود اما هرگز اجرا نگردد، نه حق مظلوم استیفا خواهد شد و نه بازدارندگی مورد نظر شریعت تحقق خواهد یافت.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران
 

۲- دنبال کردن موضوع انتقام

 
همان طور که توضیح داده شد اگر آن جنایت، محصول یک جریان سازمان‌یافته باشد، وظیفه جامعه اسلامی با اجرای قصاص پایان نمی‌یابد.
 
بر اساس مباحث این مقاله، انتقام الهی به معنای مقابله با ریشه‌های ظلم و برچیدن بستری است که چنین جنایت‌هایی را پدید می‌آورد و بازتولید می‌کند. از این ‌رو، جامعه اسلامی وظیفه دارد، هر یک به اندازه توان و مسئولیت خود، در مسیر تضعیف و از میان برداشتن آن جریان گام بردارد.
 
بنابراین امروز رئیس‌جمهور آمریکا و فرماندهان نظامی و عوامل اجرای آن از عوامل اصلی و مباشر به جنایت اخیر هستند که باید قصاص شوند و کشور آمریکا مصداق آن جریان شیطانی است که چنین جنایاتی از دل سیاست‌های استکباری او متولد می‌شود و باید در مقام انتقام‌جویی مقدس و الهی برای کوتاه کردن دست او در این منطقه تلاش وافر کرد و تمام مردم دنیا و به خصوص مسلمانان را در این راستا بسیج کرد. وظیفه امروز ما تنها مجازات عاملان مستقیم این جنایت نیست؛ بلکه باید برای خشکاندن سرچشمه آن فتنه نیز برنامه‌ریزی و اقدام کنیم.
 
انتقام، در این معنا، یک اقدام دفعی و لحظه‌ای نیست؛ بلکه فرآیندی مستمر است که از شناخت جریان باطل آغاز می‌شود، با مقابله با ابزارهای نفوذ و سلطه آن ادامه می‌یابد و تا برچیده شدن زمینه‌های بازتولید ظلم امتداد پیدا می‌کند.
 
بر این اساس، همان‌گونه که قصاص مراتبی از مسئولیت‌های حقوقی و قضایی را می‌طلبد، انتقام نیز مراتبی از مسئولیت‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و میدانی را بر عهده امت اسلامی می‌گذارد. هر فرد و هر نهاد، به اندازه جایگاه، توان و مسئولیت خود، در این مسیر سهمی دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند تحقق کامل انتقام الهی را صرفاً وظیفه دیگران بداند.
 
از همین رو، خون‌خواهی اولیای الهی، صرفاً یک شعار تاریخی نیست؛ بلکه مسئولیتی زنده و جاری است که تا برچیده شدن ریشه‌های ظلم و استقرار کامل حق ادامه خواهد داشت.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران
 

سخن پایانی: انتقام الهی، راهی به سوی تحقق وعده‌های خدا

 
انتقام الهی، در منطق قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام، نه انفجار خشم است و نه واکنشی برخاسته از احساسات؛ بلکه جلوه‌ای از حکمت، عدالت و هدایت الهی در مسیر تاریخ است. همان خدایی که به قصاص فرمان می‌دهد تا امنیت و حیات جامعه حفظ شود، سنت انتقام را نیز جاری می‌سازد تا ریشه‌های ظلم و فتنه از میان برداشته شود و راه هدایت انسان‌ها هموار گردد.
 
از این رو، قصاص و انتقام، دو راه در عرض یکدیگر نیستند، بلکه دو مرحله از یک مسیرند؛ قصاص، عدالت را در برابر جنایت برقرار می‌کند و انتقام، عدالت را در برابر جریان جنایت. قصاص، خون مظلوم را از قاتل مطالبه می‌کند و انتقام، آینده جامعه را از سلطه ظلم و فتنه پاسداری می‌کند.
 
بر همین اساس، خون‌خواهی سیدالشهدا علیه‌السلام نیز تنها به معنای مجازات قاتلان کربلا نیست؛ بلکه تلاشی مستمر برای برچیدن همه جریان‌هایی است که در هر عصر، در برابر ولایت الهی صف‌آرایی می‌کنند و راه هدایت بندگان خدا را سد می‌سازند. از این منظر، شعار «یا لثارات الحسین» صرفاً یادآور گذشته نیست؛ بلکه دعوتی است برای ساختن آینده؛ آینده‌ای که در آن، دیگر ظلم، فتنه و طغیان، مجالی برای بازتولید نخواهند یافت.
 
قرآن کریم، فرجام این مسیر را چنین ترسیم می‌کند؛ روزی که فتنه از میان خواهد رفت، دین خدا بر همه آیین‌ها غلبه خواهد یافت و زمین به بندگان صالح الهی خواهد رسید:
 
«وَقاتِلوهُم حَتّىٰ لا تَکونَ فِتنَةٌ وَیَکونَ الدّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوا فَإِنَّ اللَّهَ بِما یَعمَلونَ بَصیرٌ» (سوره انفال؛ آیه ۳۹)
و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای [از کفر و شرک] بر جای نماند و دین، یکسره برای خدا باشد. پس اگر [از کفر خود] دست کشیدند، خداوند به آنچه انجام می‌دهند، بینا است.
 
چه بسا بتوان گفت جنگی که در این آیه مطرح شده است، جنگی در راستای انتقام الهی است که فرجام آن از بین رفتن خط باطل است. آیات دیگری نیز درباره این فرجام نوید بخش وجود دارد مانند:
 
«هُوَ الَّذی أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَ» (سوره توبه، آیه ۳۳)
او کسی است که پیامبر خود را با هدایت و دین حقّ فرستاد، تا آن را بر همه دین‌ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان ناراحت باشند.
 
«وَلَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أَنَّ الأَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحونَ» (سوره انبیاء؛ آیه ۱۰۵)
و همانا ما پس از تورات، در زبور نوشتیم که: بی‌گمان بندگان شایسته‌ام وارث [حکومت بر] زمین خواهند شد.
 
این همان افقی است که انتقام الهی به سوی آن حرکت می‌کند؛ افقی که در آن، هدف نهایی، نابودی ظلم، فتنه و ولایت طاغوت است؛ نه انتقام برای انتقام، بلکه انتقام برای برپایی قسط، احیای هدایت و تحقق وعده تخلف‌ناپذیر الهی.
 
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران

ازاین‌رو، هر مؤمنی که در حد توان خود، در مسیر اقامه عدالت، دفاع از جبهه حق، مقابله با جریان‌های ظلم و فراهم ساختن زمینه حاکمیت ارزش‌های الهی گام برمی‌دارد، در حقیقت در همان سنتی حرکت می‌کند که قرآن از آن به نصرت خدا، یاری اولیای الهی و سرانجام، تحقق وعده قطعی خود یاد کرده است. این، معنای حقیقی خون‌خواهی اولیای خدا و مشارکت در انتقام الهی است؛ انتقامی که با قصاص آغاز می‌شود، با مبارزه با جریان باطل ادامه می‌یابد و با استقرار کامل حکومت حق، به کمال خود می‌رسد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.