پیش گفتار: وقتی وقف از سنگ و آجر فراتر میرود
در گفتار پیشین، از موزهی ملی ملک سخن رفت؛ از آنکه چگونه وقف میتواند حافظ اشیاء، تابلوها و نسخههای خطی یک تمدن باشد. اما وقف، چهرهی دیگری نیز دارد که شاید کمتر دیده و کمتر روایت شده باشد: چهرهای که در آن، موضوع موقوفه نه شیء، بلکه انسان است. نه حفظ یک قلمدان لاکی سیصدساله، بلکه پرورش ذهنی که فردا آن قلمدان را خواهد شناخت، تفسیر خواهد کرد و به نسل بعد انتقال خواهد داد. بنیاد فرهنگی البرز، تجسم همین چهرهی دوم وقف است؛ جایی که ثروت مادی، مستقیماً به سرمایهی انسانی تبدیل میشود.از کوچههای تهران تا کالج البرز؛ ریشههای یک ارادهی استوار
حسینعلی البرز در سال ۱۲۸۵ شمسی در تهران چشم به جهان گشود. کودکیاش با فقدان زودهنگام مادر در دو سالگی آغاز شد و در هفت سالگی راهی مدرسهی قزاقخانه گردید؛ مدرسهای که روسها تأسیس کرده بودند و فارغالتحصیلانش ناگزیر به خدمت در ارتش بودند. پدرش اما سرنوشت دیگری برای تنها پسرش میخواست. با تغییر مسیر، حسینعلی وارد کالج البرز شد؛ همان نهاد آموزشی نامداری که بعدها نام خانوادگی او نیز از آن الهام گرفت. این تغییر مسیر بهظاهر ساده، در واقع نخستین نشانهی ارادهای بود که دههها بعد سرنوشت هزاران دانشمند ایرانی را رقم زد..jpg)
از کارمند دولت تا کارآفرین؛ ساختن سرمایه از هیچ
زندگی حسینعلی البرز، روایت سادهلوحانهی «از فرش به عرش» نیست؛ بلکه روایتی تلختر و واقعیتر از مردی است که پس از ازدواج در سال ۱۳۱۰ و فوت پدر، سرپرستی خانوادهای بدون درآمد و چند نفره را بر عهده گرفت. فساد اداری حاکم بر مشاغل دولتی و تنگناهای معیشتی، او را به کنارهگیری از کار دولتی واداشت. اما البرز تسلیم نشد. در سال ۱۳۱۲، با شرکت در یک مناقصهی دولتی و کسب سود از آن، نخستین گام اقتصادی آزاد خود را برداشت. خرید مغازهای در خیابان فردوسی، سرآغاز تجارت با آلمان شد و ظرف سه سال کار شبانهروزی و تلاش طاقتفرسا، نمایندگی یازده شرکت معتبر آلمانی در حوزههای موتورسیکلت، دوچرخه، رادیو و گرامافون را به دست آورد. مردی که ارثی از پدر نداشت، اکنون بهحق یکی از پنجاه کنشگر اقتصادی صدوپنجاه سال اخیر ایران به شمار میرفت.۱۳۴۲؛ سالی که ثروت به دانش تبدیل شد
در بیستوچهارم اسفند ۱۳۴۲ شمسی، حسینعلی البرز تصمیمی گرفت که مسیر تاریخ علم ایران را تغییر داد. او با اختصاص ده میلیون ریال وجه نقد، بنیاد فرهنگی البرز را تأسیس و در ادارهی ثبت شرکتها به شماره ۶۲۲ به ثبت رساند. هدف بنیاد، روشن و بیپیرایه بود: کمک به اشاعهی فرهنگ کشور، تجلیل از مقام علمی دانشمندان و پژوهندگان برتر ایرانی، و تشویق دانشجویان، دانشآموزان و نوجوانان بااستعداد از طریق اعطای «جایزه بنیاد البرز». این جایزه، از همان ابتدا نه یک تقدیر تشریفاتی و نمایشی، بلکه ابزاری مستمر و سالانه برای شناسایی و حمایت عملی از نخبگان علمی کشور طراحی شده بود..jpg)
فداکاری فراتر از تصور؛ وقتی واقف خانهی خود را نیز میبخشد
آنچه داستان حسینعلی البرز را از بسیاری از واقفان تاریخ ایران متمایز میکند، عمق حیرتانگیز فداکاری شخصی اوست. او نهتنها تمام اموال تجاری و درآمدزای خود را وقف بنیاد کرد، بلکه خانهی شخصیاش را نیز فروخت و مبلغ آن را به داراییهای بنیاد افزود. خودش به یکی از اتاقهای هتل ایرانشهر نقل مکان کرد؛ هتلی که ارث او به دخترانش بود و دختران نیز به پیروی از پدر، آن را به بنیاد اهدا کرده بودند. البرز حتی در دوران بیماری و با وجود منع صریح پزشکان، مسئولیت مدیرعاملی بنیاد را رها نکرد و در عین حال، مادامالعمر خود را از دریافت هرگونه حقوق، پاداش و مزایا محروم ساخت. به بیان دقیقتر و بدون اغراق، او نه فقط اموال، بلکه وجود خود را وقف کرد.نامهای به امام خمینی؛ واگذاری تولیت در اوج بیماری
با وقوع انقلاب اسلامی، بنیاد فرهنگی البرز وارد فصل تازهای از حیات خود شد. البرز که در آن زمان به دلیل جراحی معده در دورهی نقاهت به سر میبرد، با تصمیمی خالصانه و خردمندانه نامهای به امام خمینی نوشت. او با اعلام موقوفه بودن بنیاد و ناتوانی جسمی خود از ادامهی تولیت، از ایشان خواست کمیسیونی از شخصیتهای ذیصلاح برای رسیدگی به اساسنامه، وقفنامه، آییننامهها، بیلان سالانه و دفاتر پلمپشدهی بنیاد تشکیل شود. پاسخ امام خمینی، کوتاه و قاطع بود: «هیئتی برای رسیدگی و عمل به مندرجات وقفنامه مذکور معین بنمایید. معلوم است این هیئت مرکب از امنا و معتمدین و یک نفر روحانی مورد اعتماد خواهد بود.» این سند تاریخی، نمونهای کمنظیر از تعامل سازنده میان نهاد وقف و حاکمیت و نشاندهندهی اعتماد متقابل واقف به ساختار جدید است.تکامل اساسنامه؛ وقفی که با زمانه نفس میکشد
یکی از ویژگیهای کمنظیر بنیاد فرهنگی البرز، انعطافپذیری و بهروزرسانی مداوم اساسنامهی آن بر حسب مقتضیات نظام آموزشی کشور بوده است. از جمله مهمترین تغییرات، جایگزینی «جایزه حسن تحصیل» به جای «وام شرافتی و اشتغال به کار» در اساسنامهی سال ۱۳۵۶ است. این تغییر هوشمندانه نشان میدهد که واقف و متولیان بنیاد، وقف را نهادی ایستا و منجمد در زمان نمیدانستند، بلکه آن را سازوکاری زنده و پاسخگو به نیازهای متغیر جامعهی علمی کشور میدیدند. همین انعطافپذیری ساختاری است که بنیاد البرز را پس از شش دهه همچنان فعال، اثرگذار و همگام با تحولات علمی روز نگه داشته است..jpg)
میراثی زنده در کالبد نخبگان ایران
بنیاد فرهنگی البرز طی بیش از نیم قرن فعالیت مستمر، چندین هزار نفر از نخبگان برتر علمی کشور را مورد حمایت و تشویق قرار داده است. نکتهی قابل تأمل و الهامبخش آنکه بسیاری از برگزیدگان جایزهی البرز در دهههای گذشته، امروز خود از چهرههای شاخص علمی، پژوهشی و اجرایی کشور هستند و در عرصههای مختلف مسئولیتهای کلان بر عهده دارند. این یعنی سرمایهگذاری البرز بر سرمایهی انسانی، بازدهی بلندمدتی داشته که هیچ شاخص اقتصادی قادر به سنجش دقیق آن نیست. برگزاری همایشهای ملی و استانی بنیاد در سالهای اخیر با حضور مقامات علمی و مسئولان کشوری، گواه تداوم این جریان زنده و پویاست.حسینعلی البرز در ۲۶ مهر ۱۳۷۷ در کانادا، جایی که برای درمان بیماریاش سفر کرده بود، چشم از جهان فروبست. اما میراث او، برخلاف بسیاری از ثروتمندان تاریخ، در حسابهای بانکی و املاک موروثی خلاصه نشد و با مرگش به پایان نرسید. او ثروتش را به دانش، دانشش را به نسلهای آینده و عمرش را به خدمت بیچشمداشت تبدیل کرد. بنیاد فرهنگی البرز، نمونهای درخشان و بیبدیل از «وقف علمی» در ایران است؛ وقفی که در آن، موضوع موقوفه نه زمین و ساختمان و شیء، بلکه استعداد و هوش انسانی است. و شاید این عمیقترین و ماندگارترین شکل وقف باشد: آنکه به جای حفظ گذشته، آینده را بسازی.