جمعه، 2 بهمن 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

«حجت الاسلام علی محدّث‌زاده»، درباره پدرش مرحوم «حاج شیخ عباس قمی(ره)» می‌گوید: یک روز صبح پدرم برخاست و شروع به گریه کرد. از او پرسیدم: چرا اشک می‌ریزی؟ فرمود: برای اینکه دیشب نماز شب نخواندم! گفتم: پدر جان! نماز شب که مستحب است و واجب نیست. شما که ترک واجب نکرده‌اید و حرامی به‌جا نیاورده‌اید، چرا این‌طور نگرانید؟ فرمود: فرزندم! نگرانی من از این است که من چه کرده‌ام که باید توفیق نماز شب خواندن از من سلب شود؟

«حجت الاسلام علی محدّث‌زاده»، درباره پدرش مرحوم «حاج شیخ عباس قمی(ره)» می‌گوید: یک روز صبح پدرم برخاست و شروع به گریه کرد. از او پرسیدم: چرا اشک می‌ریزی؟ فرمود: برای اینکه دیشب نماز شب نخواندم! گفتم: پدر جان! نماز شب که مستحب است و واجب نیست. شما که ترک واجب نکرده‌اید و حرامی به‌جا نیاورده‌اید، چرا این‌طور نگرانید؟ فرمود: فرزندم! نگرانی من از این است که من چه کرده‌ام که باید توفیق نماز شب خواندن از من سلب شود؟
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.