از حکیمی پرسیدند: منظور از نیروی باطنی علم چیست؟ گفت: منظور، زیرکی و دانایی آن است که این نیرو باید چنان باشد که به آسانی راست را از دروغ در گفتارها بشناسد و نیکی را از بدی در کردارها تشخیص دهد و حق را از باطل جدا کند. اگر این کمال، نصیب انسان شود، در او حکمت پدید میآید که سر منشأ همه سعادتها است. چنانکه خداوند میفرماید: «وَمَن یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیرًا کثِیرًا؛ و کسی که او را حکمت (دانش شناخت حقیقت چیزها) دادند، همانا او را خیر فراوان دادهاند». (بقره: 269)
از حکیمی پرسیدند: منظور از نیروی باطنی علم چیست؟ گفت: منظور، زیرکی و دانایی آن است که این نیرو باید چنان باشد که به آسانی راست را از دروغ در گفتارها بشناسد و نیکی را از بدی در کردارها تشخیص دهد و حق را از باطل جدا کند. اگر این کمال، نصیب انسان شود، در او حکمت پدید میآید که سر منشأ همه سعادتها است. چنانکه خداوند میفرماید: «وَمَن یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیرًا کثِیرًا؛ و کسی که او را حکمت (دانش شناخت حقیقت چیزها) دادند، همانا او را خیر فراوان دادهاند». (بقره: 269)