با روی تو از عافیت افسانه بماند وز چشم تو عقل شوخ و دیوانه بماند ایام زفتنهٔتو در گوشه نشست خورشید ز سایهٔ تو در خانه بماند
با روی تو از عافیت افسانه بماند
وز چشم تو عقل شوخ و دیوانه بماند
ایام زفتنهٔتو در گوشه نشست
خورشید ز سایهٔ تو در خانه بماند
وز چشم تو عقل شوخ و دیوانه بماند
ایام زفتنهٔتو در گوشه نشست
خورشید ز سایهٔ تو در خانه بماند