زان شب که به روز بردهام با تو به ناز روز و شبم از غمت سیاهست و دراز بس روز چنین بیتو به سر خواهم برد تا با تو شبی چنان به روز آرم باز
زان شب که به روز بردهام با تو به ناز
روز و شبم از غمت سیاهست و دراز
بس روز چنین بیتو به سر خواهم برد
تا با تو شبی چنان به روز آرم باز
روز و شبم از غمت سیاهست و دراز
بس روز چنین بیتو به سر خواهم برد
تا با تو شبی چنان به روز آرم باز