از درد نشان مده که در جان تو نیست بگذر ز ولایتی که آن زان تو نیست از بیخردی بود که با جوهریان لاف از گهری زنی که در کان تو نیست
از درد نشان مده که در جان تو نیست
بگذر ز ولایتی که آن زان تو نیست
از بیخردی بود که با جوهریان
لاف از گهری زنی که در کان تو نیست
بگذر ز ولایتی که آن زان تو نیست
از بیخردی بود که با جوهریان
لاف از گهری زنی که در کان تو نیست