سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من صوفی گوید که دلق پشمینهٔ من عاشق گوید که درد دیرینهٔ من من دانم و من که چیست در سینهٔ من
سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من
صوفی گوید که دلق پشمینهٔ من
عاشق گوید که درد دیرینهٔ من
من دانم و من که چیست در سینهٔ من
صوفی گوید که دلق پشمینهٔ من
عاشق گوید که درد دیرینهٔ من
من دانم و من که چیست در سینهٔ من