چشم سیهت که فتنه خواب آمد مستی ست که در گوشه محراب آمد زآن چشمه نوش تر نشد لب مارا آن چاه زنخ نگر که بی آب آمد
چشم سیهت که فتنه خواب آمد
مستی ست که در گوشه محراب آمد
زآن چشمه نوش تر نشد لب مارا
آن چاه زنخ نگر که بی آب آمد
مستی ست که در گوشه محراب آمد
زآن چشمه نوش تر نشد لب مارا
آن چاه زنخ نگر که بی آب آمد