تا نرگس یار لاله گون می بینم چشمم به میان آب و خون می بینم از عارضه چشم تو ای بینایی اندر عجبم ز خود که چون می بینم
تا نرگس یار لاله گون می بینم
چشمم به میان آب و خون می بینم
از عارضه چشم تو ای بینایی
اندر عجبم ز خود که چون می بینم
چشمم به میان آب و خون می بینم
از عارضه چشم تو ای بینایی
اندر عجبم ز خود که چون می بینم