در دست مرض گرچه زبون می آیی برپای روی و سرنگون می آیی گر بر سرت آسیا همی گردانند چون سفله ز آسیا برون می آیی
در دست مرض گرچه زبون می آیی
برپای روی و سرنگون می آیی
گر بر سرت آسیا همی گردانند
چون سفله ز آسیا برون می آیی
برپای روی و سرنگون می آیی
گر بر سرت آسیا همی گردانند
چون سفله ز آسیا برون می آیی