در عشق توام امید بهروزی نیست وز عهد شب وصال تو روزی نیست از آتش تو دلم چرا میسوزد چون هیچ تو را عادت دلسوزی نیست
در عشق توام امید بهروزی نیست
وز عهد شب وصال تو روزی نیست
از آتش تو دلم چرا میسوزد
چون هیچ تو را عادت دلسوزی نیست
وز عهد شب وصال تو روزی نیست
از آتش تو دلم چرا میسوزد
چون هیچ تو را عادت دلسوزی نیست