گر ابر به جود خویشتن را چو تو خواند فراش تو بود او همیگرد نشاند هر چند بسی گهر پراکند و فشاند آخر گهرش نماند و بیکار بماند
گر ابر به جود خویشتن را چو تو خواند
فراش تو بود او همیگرد نشاند
هر چند بسی گهر پراکند و فشاند
آخر گهرش نماند و بیکار بماند
فراش تو بود او همیگرد نشاند
هر چند بسی گهر پراکند و فشاند
آخر گهرش نماند و بیکار بماند