دو چشمم را ته خون پالا کنی ته کلاه عقلم از سر وا کنی ته اگر لیلی بپرسه حال مجنون نظر او را سوی صحرا کنی ته
دو چشمم را ته خون پالا کنی ته
کلاه عقلم از سر وا کنی ته
اگر لیلی بپرسه حال مجنون
نظر او را سوی صحرا کنی ته
کلاه عقلم از سر وا کنی ته
اگر لیلی بپرسه حال مجنون
نظر او را سوی صحرا کنی ته