خاقانی وام غم نتوزد چه کند چون گفت بلاست لب ندوزد چه کند شمع از تن و سر در نفروزد چه کند جان آتش و دل پنبه نسوزد چه کند
خاقانی وام غم نتوزد چه کند
چون گفت بلاست لب ندوزد چه کند
شمع از تن و سر در نفروزد چه کند
جان آتش و دل پنبه نسوزد چه کند
چون گفت بلاست لب ندوزد چه کند
شمع از تن و سر در نفروزد چه کند
جان آتش و دل پنبه نسوزد چه کند