معشوق ز لب آب حیات انگیزد پس آتش تب چرا ازو نگریزد آن را که ز لب دم مسیحا خیزد آخر به چه زهره تب در او آویزد
معشوق ز لب آب حیات انگیزد
پس آتش تب چرا ازو نگریزد
آن را که ز لب دم مسیحا خیزد
آخر به چه زهره تب در او آویزد
پس آتش تب چرا ازو نگریزد
آن را که ز لب دم مسیحا خیزد
آخر به چه زهره تب در او آویزد