آن تن که حساب وصل میراند نماند و آن جان که کتاب صبر میخواند نماند گر بوی بری که غم ز دل رفت، نرفت ور وهم کنی که جان بجا ماند، نماند
آن تن که حساب وصل میراند نماند
و آن جان که کتاب صبر میخواند نماند
گر بوی بری که غم ز دل رفت، نرفت
ور وهم کنی که جان بجا ماند، نماند
و آن جان که کتاب صبر میخواند نماند
گر بوی بری که غم ز دل رفت، نرفت
ور وهم کنی که جان بجا ماند، نماند