چون سایه اگر باز به کنجی تازم همسایهٔ من سایه نبیند بازم ور سایه ز من کم کند آن طنازم از سایهٔ خود هم نفسی بر سازم
چون سایه اگر باز به کنجی تازم
همسایهٔ من سایه نبیند بازم
ور سایه ز من کم کند آن طنازم
از سایهٔ خود هم نفسی بر سازم
همسایهٔ من سایه نبیند بازم
ور سایه ز من کم کند آن طنازم
از سایهٔ خود هم نفسی بر سازم