پیداست که سودای تو دارم ز نهان صفرا مکن این آتش سودا بنشان دارم سر آنکه با تو در بازم سر گر هست سر منت سری در جنبان
پیداست که سودای تو دارم ز نهان
صفرا مکن این آتش سودا بنشان
دارم سر آنکه با تو در بازم سر
گر هست سر منت سری در جنبان
صفرا مکن این آتش سودا بنشان
دارم سر آنکه با تو در بازم سر
گر هست سر منت سری در جنبان