خاقانی را بیقلم کاتب شاه انگشت شد انگشت و قلم ز آتش آه هم بیقلمش کاتب گردون صد راه بگریست قلموار به خوناب سیاه
خاقانی را بیقلم کاتب شاه
انگشت شد انگشت و قلم ز آتش آه
هم بیقلمش کاتب گردون صد راه
بگریست قلموار به خوناب سیاه
انگشت شد انگشت و قلم ز آتش آه
هم بیقلمش کاتب گردون صد راه
بگریست قلموار به خوناب سیاه