هجرت به دلم چو آتشی در پیوست آب چشمم قوت او را بشکست چون خواستم از یاد غمت گشتن مست بگرفت مرا خاک سر کوی تو دست
هجرت به دلم چو آتشی در پیوست
آب چشمم قوت او را بشکست
چون خواستم از یاد غمت گشتن مست
بگرفت مرا خاک سر کوی تو دست
آب چشمم قوت او را بشکست
چون خواستم از یاد غمت گشتن مست
بگرفت مرا خاک سر کوی تو دست