با من شب و روز گرم بودی به سخن تا چون زر شد کار تو ای سیمینتن برگشتی از دوست تو همچون دشمن بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من
با من شب و روز گرم بودی به سخن
تا چون زر شد کار تو ای سیمینتن
برگشتی از دوست تو همچون دشمن
بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من
تا چون زر شد کار تو ای سیمینتن
برگشتی از دوست تو همچون دشمن
بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من