گل کز رخ او خجل فرو میماند چیزیش بدان غالیهبو میماند ماه شب چهارده چو بر میآید او نیست ولی نیک بدو میماند
گل کز رخ او خجل فرو میماند
چیزیش بدان غالیهبو میماند
ماه شب چهارده چو بر میآید
او نیست ولی نیک بدو میماند
چیزیش بدان غالیهبو میماند
ماه شب چهارده چو بر میآید
او نیست ولی نیک بدو میماند