نه یار نوازد بکرم یک روزم نه بخت که بر وصل کند پیروزم چون شمع برابر رخش گه گاهی از دور نگه میکنم و میسوزم
نه یار نوازد بکرم یک روزم
نه بخت که بر وصل کند پیروزم
چون شمع برابر رخش گه گاهی
از دور نگه میکنم و میسوزم
نه بخت که بر وصل کند پیروزم
چون شمع برابر رخش گه گاهی
از دور نگه میکنم و میسوزم