ای دوست مرادید همی نتوانی بیهوده چرا روی زمن گردانی بیجرم و جنایتی که از من دانی چون پیر خر از نیش، زمن ترسانی
ای دوست مرادید همی نتوانی
بیهوده چرا روی زمن گردانی
بیجرم و جنایتی که از من دانی
چون پیر خر از نیش، زمن ترسانی
بیهوده چرا روی زمن گردانی
بیجرم و جنایتی که از من دانی
چون پیر خر از نیش، زمن ترسانی