بر خاک درش مست و خراب افتادم همسایهٔ او در آفتاب افتادم گفتــم که منـم که نـــور او مینگرم کشتی بشکست و من در آب افتادم
بر خاک درش مست و خراب افتادم
همسایهٔ او در آفتاب افتادم
گفتــم که منـم که نـــور او مینگرم
کشتی بشکست و من در آب افتادم
همسایهٔ او در آفتاب افتادم
گفتــم که منـم که نـــور او مینگرم
کشتی بشکست و من در آب افتادم