با یار به بوستان شدم رهگذری کردم نظری سوی گل از بیصبری آمد بر من نگار و در گوشم گفت: رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟
با یار به بوستان شدم رهگذری
کردم نظری سوی گل از بیصبری
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟
کردم نظری سوی گل از بیصبری
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟