صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست جرمم چه، که همین دادمش جام به دست دانی که همان محتسب گرسنه مست کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست
صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
جرمم چه، که همین دادمش جام به دست
دانی که همان محتسب گرسنه مست
کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست
جرمم چه، که همین دادمش جام به دست
دانی که همان محتسب گرسنه مست
کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست