ای عیش به آلایشت آمیخته اند وی غم ز صفای سینه ات ریخته اند ای عشق عجب درد سرشتی، پیداست کز آب و گل منت بر انگیخته اند
ای عیش به آلایشت آمیخته اند
وی غم ز صفای سینه ات ریخته اند
ای عشق عجب درد سرشتی، پیداست
کز آب و گل منت بر انگیخته اند
وی غم ز صفای سینه ات ریخته اند
ای عشق عجب درد سرشتی، پیداست
کز آب و گل منت بر انگیخته اند