تا با شدم این جان گرامی در تن، خواهم به غم عشق تو جان پروردن چون زلف تو تا سرم بود بر گردن شور تو ز سر بدر نخواهم کردن
تا با شدم این جان گرامی در تن،
خواهم به غم عشق تو جان پروردن
چون زلف تو تا سرم بود بر گردن
شور تو ز سر بدر نخواهم کردن
خواهم به غم عشق تو جان پروردن
چون زلف تو تا سرم بود بر گردن
شور تو ز سر بدر نخواهم کردن