... م که همیشه آب خود میریزد افتاده ز پا، وز آن نمیپرهیزد بر پای کنش به دست خویش از سر لطف ای یار، که از دست تو برمیخیزد
... م که همیشه آب خود میریزد
افتاده ز پا، وز آن نمیپرهیزد
بر پای کنش به دست خویش از سر لطف
ای یار، که از دست تو برمیخیزد
افتاده ز پا، وز آن نمیپرهیزد
بر پای کنش به دست خویش از سر لطف
ای یار، که از دست تو برمیخیزد