افکند دلم زمانه در زاریها در دیده من سرشت بیداریها امید تو می داد مرا یاریها تا جان نبرم چنین به دشواری ها
افکند دلم زمانه در زاریها
در دیده من سرشت بیداریها
امید تو می داد مرا یاریها
تا جان نبرم چنین به دشواری ها
در دیده من سرشت بیداریها
امید تو می داد مرا یاریها
تا جان نبرم چنین به دشواری ها