در حبس مرنج با چنین آهن ها صالح بی تو چگونه باشم تنها گه خون گریم به مرگ تو دامنها گه پاره کنم ز درد پیراهنها
در حبس مرنج با چنین آهن ها
صالح بی تو چگونه باشم تنها
گه خون گریم به مرگ تو دامنها
گه پاره کنم ز درد پیراهنها
صالح بی تو چگونه باشم تنها
گه خون گریم به مرگ تو دامنها
گه پاره کنم ز درد پیراهنها