دیبا به رخی بتا و زیبا به سلب الماس به غمزه و تریاک به لب خواهی که چو روز روشنی گیرد شب برکش ز رخ آن ریشه دستار قصب
دیبا به رخی بتا و زیبا به سلب
الماس به غمزه و تریاک به لب
خواهی که چو روز روشنی گیرد شب
برکش ز رخ آن ریشه دستار قصب
الماس به غمزه و تریاک به لب
خواهی که چو روز روشنی گیرد شب
برکش ز رخ آن ریشه دستار قصب