ز سيرى كند مرد دين اجتناب نباشد چو همسايه را نان و آب مر او را دهد...
ز سيرى كند مرد دين اجتناب
نباشد چو همسايه را نان و آب
مر او را دهد بهره از آن خويش
بود جان همسايهاش جان خويش
نباشد چو همسايه را نان و آب
مر او را دهد بهره از آن خويش
بود جان همسايهاش جان خويش