همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویى! نه به باغ ره دهندم، که گلى به کام بویَم نه دِماغ این که از گل شنوم به کام، بویى
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویى!
نه به باغ ره دهندم، که گلى به کام بویَم
نه دِماغ این که از گل شنوم به کام، بویى
تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویى!
نه به باغ ره دهندم، که گلى به کام بویَم
نه دِماغ این که از گل شنوم به کام، بویى