ز صدق، صبح نفس زد به آفتاب رسید به صدق دل، نفسی از جگر برآر اینجا ز برگ ریز قیامت اگر خبر داری نهان خویش سبک کن زبرگ و بار اینجا صائب تبریزی
ز صدق، صبح نفس زد به آفتاب رسید
به صدق دل، نفسی از جگر برآر اینجا
ز برگ ریز قیامت اگر خبر داری
نهان خویش سبک کن زبرگ و بار اینجا
صائب تبریزی
به صدق دل، نفسی از جگر برآر اینجا
ز برگ ریز قیامت اگر خبر داری
نهان خویش سبک کن زبرگ و بار اینجا
صائب تبریزی