از درد تو کو دلی که بیتاب نشد یا دیده که از شوق تو بیخواب نشد خاکستر از آن به چشم آیینه زدند کز دیدارت جدا شد و آب نشد عبدالقادربیدل دهلوی
از درد تو کو دلی که بیتاب نشد
یا دیده که از شوق تو بیخواب نشد
خاکستر از آن به چشم آیینه زدند
کز دیدارت جدا شد و آب نشد
عبدالقادربیدل دهلوی
یا دیده که از شوق تو بیخواب نشد
خاکستر از آن به چشم آیینه زدند
کز دیدارت جدا شد و آب نشد
عبدالقادربیدل دهلوی