آخر دل ناامید مضطر گردید با خاک ز بیکسی برابر گردید گفتم که به سر سایه کند مژگانش برگشت چنان که سایه هم برگردید عبدالقادربیدل دهلوی
آخر دل ناامید مضطر گردید
با خاک ز بیکسی برابر گردید
گفتم که به سر سایه کند مژگانش
برگشت چنان که سایه هم برگردید
عبدالقادربیدل دهلوی
با خاک ز بیکسی برابر گردید
گفتم که به سر سایه کند مژگانش
برگشت چنان که سایه هم برگردید
عبدالقادربیدل دهلوی