دل خون شد ولیک وضع مأیوس نداشت جز آینه بهار محسوس نداشت از بسمل نیرنگ وفا هیچ مپرس بالی افشاندهام که طاووس نداشت عبدالقادربیدل دهلوی
دل خون شد ولیک وضع مأیوس نداشت
جز آینه بهار محسوس نداشت
از بسمل نیرنگ وفا هیچ مپرس
بالی افشاندهام که طاووس نداشت
عبدالقادربیدل دهلوی
جز آینه بهار محسوس نداشت
از بسمل نیرنگ وفا هیچ مپرس
بالی افشاندهام که طاووس نداشت
عبدالقادربیدل دهلوی