شنیدهام که تو کوهی به کاه، میبخشی چرا جهان نتوانی، به نالهای بخشود؟! هماره دفتر عمرم به پیش چشمم دار! مگر به اشک توان آن سطور زشت، زدود استاد شهریار
شنیدهام که تو کوهی به کاه، میبخشی
چرا جهان نتوانی، به نالهای بخشود؟!
هماره دفتر عمرم به پیش چشمم دار!
مگر به اشک توان آن سطور زشت، زدود
استاد شهریار
چرا جهان نتوانی، به نالهای بخشود؟!
هماره دفتر عمرم به پیش چشمم دار!
مگر به اشک توان آن سطور زشت، زدود
استاد شهریار