در بهارانْ کوهساران را به خرمن لاله بود چون خزان شد، دیدمش مشتی به دامن خار، داشت باغ دنیا، هر گلیش خاری است زهرآگین، مبوی! وای بلبل، کو به سر، سودای این گلزار داشت استاد شهریار
در بهارانْ کوهساران را به خرمن لاله بود
چون خزان شد، دیدمش مشتی به دامن خار، داشت
باغ دنیا، هر گلیش خاری است زهرآگین، مبوی!
وای بلبل، کو به سر، سودای این گلزار داشت
استاد شهریار
چون خزان شد، دیدمش مشتی به دامن خار، داشت
باغ دنیا، هر گلیش خاری است زهرآگین، مبوی!
وای بلبل، کو به سر، سودای این گلزار داشت
استاد شهریار